اسم جز خيال چه زايد ؟ خيالى كه دلال وصال است . البته دلال بايد به مقصودى راه بنمايد و گرنه كارش بىفايده خواهد بود . اگر اسم را خواندى ، در جستجوى مسمى باش . اگر از نام و حرف بگذرى ، خود را از خودى پاك كن « 1 » . ذكر جسمانى ، خيال ناقص است « 2 » مطالب فوق عقايد مولانا را دربارهء سلوك بيان مىكند . بيت زير به كاملترين وجه بيانكنندهء عقيدهء مولاناست :
" خلوت از اغيار بايد نى ز يار * پوستين بهر دى آمد ، نى بهار " « 3 »
به نظر مولانا " ذكر ، فكر را پويايى نى بخشد ، ذكر را خورشيد فكر افسردهء خويش ساز ، ولى بدان كه اصل ، جذبه است . . . . . . . " « 4 » . مولانا با ابراز عقايد فوق ، تقريبا اعتقادات يك ملامتى را بيان مىدارد و به فيض نگاه نيز اهميتى شايان قائل است « 5 » .
خلاصهء سخن آنكه مولانا نه اسماء بلكه عشق و جذبه و سماع را كه مظهر اين هر دو است و در افراد مختلف گاه عشق و گاه جذبه را به وجود مىآورد ، بعنوان اساس مىپذيرد .
وحدت وجود از نظر مولانا :
پيش از اين گفتهايم كه اعتقاد به وحدت وجود ، اساسا به نوعى ايدهآليسم متكى است و گفتهايم كه اين عقيده با توجه به شخصيت صوفيانى كه آن را پذيرفتهاند ، متفاوت است . اينك مىگوييم كه عقيده به وحدت وجود در مولانا كه حقيقتا وجودش در عشق مستغرق است ، به كلى شكل بشرى يافته است .
مولانا ، به يارى آرامشى درونى كه از روشى واقعگرايانه مايه مىگيرد ، در
هامش
( 1 ) مثنوى ، اول ، ص 212 ، ب 3454 به بعد .
( 2 ) همان ، دوم ، ص 340 ، ب 1718 .
( 3 ) همان ، ص 248 ، ب 25 .
( 4 ) همان ، ششم ، ص 357 ، ب 1476 به بعد .
( 5 ) همان ، دوم ، ص 449 ، ب 3587 .