يقين عموما متكى بر عقيدهء وحدت وجود است و در همهء آنها آثار عقيدهء تثليث كه از اديان كهن هند و مصر به بعد پيدا شده بود ، به چشم مىخورد صوفيان در " بسمله نام " الله " را ذات و " رحمن را صفت و " رحيم " را فعل مىدانند و آن تصنيف ثلاثه را تماما شمول مىدهند . در اينجا بايد متذكر شويم كه حاجى بايرام در يك رباعى ، نخستينبار مراتب يقين را به نحو زير به تركى درآورده است :
" بايرام اوزينى بيلدى * بيلنى آندا بيلدى
بولان اول كندى اولدى * سن سنى بيل سن سنى " « 1 »
در رباعى فوق مراتب يقين : " دانستن ، يافتن و شدن " قلمداد شده است .
عشق و جذبه :
بين همهء صوفيان ، عشق و جذبه مقام مهمى دارد . به نظر آنان عشق دو گونه است : عشق مجازى ، عشق حقيقى .
عشق مجازى ، علاقهاى است كه براى شخص معينى احساس مىشود . به نظر صوفيان اين عشق نيز پذيرفتنى است ، زيرا كه عاشق در برابر معشوق به سائقهء عشق خويش از قيود مىگذرد و بدينسان به آزادگى خو مىكند . از اين رو عشق مجازى بهمنزلهء پلى براى عشق حقيقى است . عشق حقيقى ، عشق به ذات بارى است . اين عشق با عشق به انسان كامل آغاز مىشود . كشش ذات بارى از عبد ، در عبد جذبهاى به وجود مىآورد . جذبه تمام هستى سالك را مىسوزاند و خاكستر مىكند .
هامش
( 1 ) بايرام خود را شناخت ( دانست ) ، آنچه مىدانست در او يافت .
يابنده خود وى شد . تو خود را باش و خود را ياب .Abdulbaki Golpinarli : Melamilik ve Melamiler , lst . Univ . , Turkiyat nst . , 1931 , s . 36 - 37 .