تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
عارفى كه به درجهء كمال رسيده باشد ، ديگر چون مرحلهء نخستين ، كائنات و ذات بارى را جدا از هم نمىبيند . به نظر او هر عملى نتيجهء يك استعداد و قابليت تكون است . اراده‌اى كه از هر مظهرى ظاهر مىشود ، ارادهء يگانه است كه نسبت به مظهر تبدل پيدا مىكند و اين تبدل ، جدائيهاى موجود در عالم را ايجاد مىكند . ولى اين جداييها در ظاهر موجود است . هركس هر عملى را نسبت به استعداد خود انجام مىدهد و آن كسى كه به مقابله با او برخيزد و به خاطر آن عمل ، عامل قبلى را مسئول بداند ، او نيز نسبت به استعداد خود عمل كرده است . مسئوليت منتفى نشده است . بدين‌سان مرد كاملى كه هر كارى را صحيح و هر صفتى را از صفات ذات بارى و هر پديده‌اى را متجلى از هستى حقيقى مىبيند ، اگرچه هيچ چيز را انكار نمىكند ، ولى به هيچ چيز هم دل نمىبندد .

مراتب يقين :

صوفيان در سلوك علم را كافى نمىدانند ، بلكه براى رسيدن به حقيقت هر چيز - چنان كه هست - و عارى شدن از هرگونه شبهه ( يقين ) را ضرورى مىدانند . به نظر آنان ، يقين سه مرتبه دارد : يقينى كه از راه علم به دست آيد " علم اليقين " و آنچه از راه بينش كسب شود " عين اليقين " و آنچه از راه كمال ظاهر شود " حق اليقين " گويند . صوفيان نام دو مرتبهء فوق را از آيات 6 - 4 سورهء 102 ( التكاثر ) قرآن برداشته‌اند ، كه مىفرمايد :
" كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ
« 1 »
"
و نام مرحلهء سوم را از آيهء 51 سورهء 69 ( حاقه ) و آيهء 95 سورهء 56 ( واقعه ) اخذ كرده‌اند . ولى در آيات مزبور معنايى كه با تلقى صوفيان منطبق باشد ، وجود ندارد اساسا سلوك و مراتب آن و درجات
هامش
( 1 ) حقا اگر به‌طور يقين مىدانستيد ، البته پس از مرگ مشاهده خواهيد كرد و سپس به چشم يقين مىبينيد . ( ترجمه از مرحوم قمشه‌اى است - مترجم ) .