قبه الخضراء :
مولانا گويد كه :
گورخانه و قبهها و كنگره * نبود از اصحاب معنى آن سره " « 1 »
ولى بر خلاف گفتهء او ، دوستدارانش براى او آرامگاه عظيمى ساختهاند .
اگرچه معمار شهاب الدين اوزلوق كه دربارهء تربت مولانا مطالعاتى دارد ، مدعى است كه قبلا براى سلطان العلماء بارگاهى ساخته بودهاند ، با اين حال ما نتوانستيم ادعاى او را با گفتار مولانا تلفيق دهيم . ولى طبق اطلاعاتى كه از مناقب العارفين به دست مىآيد ، در زمان حسام الدين چلبى براى مولانا بارگاهى ساخته شده است .
بعد از رحلت مولانا ، علم الدين قيصر « 2 » كه در نبرد با جمرى رشادتهايى نشان داده بود ، پيش سلطان ولد رفت و گفت در نظر دارد كه براى مولانا بارگاهى بسازد و براى اين كار سىهزار درهم اختصاص داده است . شبى چند غزل مناجاتگونه و عشقانگيز مولانا را به صداى حزين خواند و قونيه را بر هم زد . سحرگاه آن روز گرجى خاتون دختر غياث الدين كيخسرو دوم و زوجهء معين الدين پروانه علم الدين را فراخواند . چون از تصميم وى آگاه شد ، هشتاد هزار درهم عطا كرد و علاوه بر آن پنجاه هزار درهم از ماليات قيصريه تعيين كرد و بدين ترتيب ساختمان بارگاه آغاز شد و آرامگاه مولانا با نظارت معمارى به نام بدر الدين تبريزى « 3 » ساخته شد « 4 » .
هامش
( 1 ) مثنوى ، سوم ، ص 9 ، ب 133
( 2 ) تواريخ آل سلجوق ، ابن بىبى ،( Histoire des . . . .( 3 ) از رسالهء سپهسالار برمىآيد كه اين شخص به كيميا نيز علاقهاى داشته است . رسالهء سپهسالار ، ص 40 - 39
( 4 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 389