بيمارى صلاح الدين و گرفتاريهاى خود خبردار مىكند و از تاخير در زيارت عذر مىخواهد . احتمالا اين بيمارى طرح شده در نامه ، رنجورى طولانى و واپسين بيمارى صلاح الدين است . در نامهاى ديگر مولانا ، بهبود حال صلاح الدين را آرزو مىكند .
در نامهء كوتاه اخير يك رباعى و يك غزل فارسى و يك قطعهء عربى نقل شده است « 1 » به عقيدهء افلاكى ، اين نامه در اثناى آخرين بيمارى صلاح الدين نوشته و فرستاده شده است « 2 » .
صلاح الدين روز يكشنبه غره محرم 657 ه / 1258 روى در نقاب خاك كشيد .
مولانا چون از رحلت همدم و انيس محبوب خويش خبر يافت ، وصيت او را موبهمو اجرا كرد . دستهء طبالان و دف زنان و نقارهكوبان و ترانهخوانان پيشاپيش جنازه به راه افتادند . مولانا با سر برهنه سماع مىكرد و نعرهها مىزد . جنازه در ميان انبوه جمعيت تا آرامگاه جاودانهء او حمل شد و در جانب چپ تربت سلطان العلماء به خاك سپرده شد . دنياى اسلام و شهر قونيه تا آن روز چنان مراسمى به خاطر نداشت .
خشم اهل شرع ، با حيرت قرين بود . مولانا چه غوغايى به پا كرده بود ؟
در آن شب ، شب عرس نه شام غريبان « 3 » مولانا خاطرهء مونس عزيز خود را در مرثيهاى زنده كرد ، و در جذبهء محض به سماع پرداخت :
هامش
- اما در نامهء فوق لقب ديگر : " اب الملوك و السلاطين " نيز به كار رفته است . و علاوه بر آن لقب از خيرات و مبرات گيرندهء نامه هم سخن به ميان آمده است . ترديد كرديم كه شايد اين شخص معين الدين پروانه باشد .
( 1 ) مكتوبات لاحقهء اول ، ص 149
( 2 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 729
( 3 ) شام غريبان ، مخصوصا در ايران به شب دفن مرده گفته مىشود .
علاوه بر آن روز دهم ماه محرم يعنى شب شهادت امام حسين ( ع ) نيز بدين نام خوانده مىشود . اما مولويان به شب تدفين " شب عروس " گويند . بعضىها آن را شب عرس " نيز خواندهاند .
" عرس " غذاى شب عروسى را گويند . به خود عروسى نيز اطلاق شده است .