صفوان مىگويد : امام عليه السّلام از سرزمين قادسيه حركت كردند در حالى كه من نيز همراه ايشان بودم تا به نجف رسيديم ، حضرت فرمودند :
اين كوه همان كوهى است كه فرزند جدّم نوح عليه السّلام به آن پناه برد و گفت :
* ( سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ ) * .
خداوند تبارك و تعالى به كوه خطاب نمود :
آيا او از من به تو پناه مىبرد ؟ ! پس از اين خطاب كوه در زمين نهان گشت و رشته اش تا قبل از سرزمين شام بريده و منهدم گرديد سپس به من فرمود :
به موازات من حركت كن .
پس من به موازات حضرتش حركت نمودم و پيوسته آن جناب مركب مىراندند تا به غرىّ رسيده پس بالاى قبرى توقف فرمود و سپس شروع نمودند به سلام دادن به يك يك از انبياء از حضرت آدم عليه السّلام آغاز نموده و نام هر كدام را جداگانه برده و به آنها سلام مىكردند و من نيز به متابعت از آن حضرت به هر يك از انبياء سلام مىدادم تا رسيدند به سلام بر نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و پس از سلام به آن حضرت صورت مبارك را بر قبر مطهّر نهاده و بر صاحب قبر سلام نمودند و پس از آن صدا به گريه بلند نمودند و بعد از آن ايستاده و چهار ركعت نماز خواندند و من نيز با آن حضرت نماز گزاردم و پس از فراغ از نماز محضر مباركش عرض كردم : اى پسر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اين قبر كيست ؟
فرمودند : اين قبر جدّم على بن ابى طالب عليه السّلام مىباشد .
كامل الزيارات ( فارسي ) — صفحة 100
مساهمون: جعفر بن محمد بن قولويه
ص١٠٠