يزيد ، وى مىگويد : محضر مبارك امام صادق عليه السّلام عرض كردم : براى چه احتلام و جنب شدن روزه را باطل نكرده ولى نكاح و نزديكى نمودن آن را باطل مىكند ؟
حضرت فرمودند : زيرا نزديكى فعل اختيارى روزه دار بوده ولى احتلام خود به خود صورت مىگيرد و مستند به اختيار روزه دار نمىباشد .
باب صد و يازدهم سرّ موسوم شدن روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم از هر ماه به ايّام البيض و علَّت پديد آمدن ريش براى مردان
حديث ( 1 )
ابو الحسن على بن عبد الله بن احمد الاسوارى الفقيه از مكَّى بن سعدويه برذعى ، از ابو محمّد نوح بن الحسن از ابو سعيد جميل بن سعد از احمد بن عبد الواحد بن سليمان عسقلانى از قاسم بن حميد از حماد بن سلمه ، از عاصم بن ابى النجود ، از زر بن حبيش ، وى مىگويد : از ابن مسعود راجع به ايّام البيض سؤال كرده و گفتم :
سبب ناميدن اين ايّام به « ايام البيض » چيست و چگونه شنيده اى ؟
ابن مسعود گفت : از نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمودند :
هنگامى كه جناب آدم عليه السّلام عصيان پروردگارش را نمود منادى از عرش ندا داد :
اى آدم از جوار رحمت من بيرون شو زيرا كسى كه عصيان مرا كند در جوار من نيست ، آدم گريست و فرشتگان نيز گريستند ، پس حق عزّ و جل جبرئيل را نزد آدم فرستاد .
جبرئيل آدم را در حالى كه سر تا پا سياه شده بود به زمين فرود آورد ، فرشتگان وقتى آدم عليه السّلام را با اين هيئت ديدند به ضجّه در آمده و گريستند و سخت ناليده و به درگاه حق تعالى عرضه داشتند : پروردگارا مخلوقى را آفريدى و از روح خود در او دميدى و فرشتگانت را به سجده كردنش وادار نمودى حال با يك گناه رنگ سفيدش را به سياهى مبدّل فرمودى ! ؟
منادى از آسمان ندا كرد : امروز را براى پروردگارت روزه بگير ، آدم عليه السّلام آن روز را كه موافق با روز سيزدهم از ماه بود روزه گرفت ، پس ثلث سياهى از حضرت محو و زائل گشت سپس منادى در روز چهاردهم نداء كرد : امروز را براى پروردگارت روزه بگير ، جناب آدم عليه السّلام آن روزه را هم روزه گرفت و ثلث ديگر از سياهى زائل گرديد ، روز پانزدهم باز منادى نداء كرد و حضرتش را به گرفتن روزه دعوت نمود ، حضرت آن روز را هم روزه گرفتند ، ثلث ديگرش نيز سفيد گشت