همسايهاى دارد كه او را بيازارد « 1 » .
17 - ابو خالد كابلى گويد : حضرت زين العابدين عليه السّلام فرمود : دوست داشتم به من اجازه دهند با مردم سه سخن گويم ، و بعد خدا با من هر چه خواهد بكند ، و با دستش اشاره به سينه مباركش نموده و فرمود : ولى تصميم خدا اينست كه صبر كنيم ، سپس اين آيه را تلاوت فرمود : و بر شما از زخم زبان آنها كه پيش از شما كتاب آسمانى به آنها نازل شد آزار بسيار خواهد رسيد و اگر صبر پيشه كرده و پرهيزگار شويد ( البتّه ظفر يابيد ) كه ثبات و تقوى سبب قوّت اراده در كارها است « 2 » و ( بعد از خواندن اين آيه ) دستش را بالا ميبرد و بر سينهاش ميگذاشت « 3 » .
بيان : مقصود حضرت اينست كه خداوند متعال در زمان حكومت بما اجازه نداده حق را آشكارا ظاهر سازيم ، و دانش ما را كه مردم تحمّلش نتوانند از سينهها بيرون سازيم ، و اگر اجازه داشتيم هر آينه ظاهر ميساختيم ، و باكى نداشتيم از آسيبى كه از دشمنان بما برسد ، ولى خداوند ما را در زمان دولتهاى ستمگر پابند صبر و تقيه ساخته ، بدين جهت با دست مبارك به سينهاش اشاره فرمود ، زيرا علم در آن پنهانست ، چنانچه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود :
همانا در اينجا دانش انبوهى است ، اگر براى آن حاملانى مىيافتم « 4 » .
18 - ابو الوليد از . . . از محمّد بن سنان از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند كه خداوند مؤمن را پيمان گرفته بر اينكه سخنش را نپذيرند ، و گفتارش را باور نكنند ، و از دشمنش انتقام نگيرند ، و خشمش درمان نشود مگر برسوائى خودش ، زيرا هر مؤمنى مهار شده است « 5 » .
هامش
( 1 ) كافى ج ص 252 .
( 2 ) سورهء آل عمران آيه 186 .
( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 210 .
( 4 ) نهج البلاغه عبده ج 2 ص 178 .
( 5 ) خصال ج 1 ص 109 .