بنا بقولى يعنى ملازم مسجدهايند ، و سيح بمعنى سير در ارض براى عبادت خداست ، در نهايه گويد : شاحب كسى است كه رنگ چهره و بدنش به جهت مرض يا مسافرت تغيير كرده باشد ، و گويد ذبلت بشرته يعنى آب و رنگ پوست او كم شد و طراوتش رفت و در صحاح گويد : ذبل الفرس يعنى لاغر شد و گويد : نحول لاغريست و جمل ناحل يعنى شتر لاغر .
نظر ما : الف و لام تعريف در روايت براى حصر است بنا بر اين معناى روايت چنين است كه شيعه ما نيست مگر آنهائى كه رنگ چهرهشان از عبادت زياد و بيدارى شب دگرگون باشد ، و بدنشان از رياضت زياد بىطراوت و لبهايشان از روزه خشگ ، و بدنشان نيز از عبادت نحيف و ضعيف ، كسانى كه چون شب آنها را پنهان سازد او را با اندوه استقبال كنند يعنى شب هنگام بعبادت پردازند و از تفكّر در امر آخرت و اهوال قيامت اندوهناك شوند .
41 - على از . . . از مردى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود شيعه ما اهل هدايت ، و اهل تقوى ، و اهل خير ، و اهل ايمان ، و اهل گشايش و پيروزيند « 1 » .
بيان : ( اهل الهدى ) يعنى رهنمونى بسوى دين مبين كه بر همه فضائل انسانى مقدم است سپس در رديف هدايت تقوى يعنى ترك منهيات و بعد از آن خير يعنى انجام اوامر و اطاعتها سپس ايمان كامل را ذكر فرموده و امّا فتح و ظفر يا مقصود فتح و پيروزى بر مخالفين است بوسيله دليل و برهان يا مقصود پيروز شدن بر دشمنان ظاهريست كه بجنگ با مسلمين قيام كردند شيعيان اگر فرمان جهاد داده شوند پيروز گردند زيرا آنها اهل يقين و شجاعتند يا مقصود پيروزى بر دشمنان باطنى است بوسيله غالب شدن لشكر عقل بر سربازان جهل و لشكر شيطان بر اثر مجاهدتهاى با نفس چنانچه در كتاب عقل گذشت ، يا اينكه
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 233 .