زنجير است و
( التحم الطوق )
يعنى زنجير گردنش در گوشت فرو رفته ( خلّدوا ) يعنى هميشه و جاويد بودند .
و
( تنقطع بهم الاسباب )
اشاره به اين آيه شريفه است : هنگامى كه بيزارى جويند رؤسا و پيشوايان باطل از پيروان خود و عذاب خدا را مشاهده كنند و هر گونه وسيله و اسباب از آنها قطع شده و هيچ روابط باطل بجا نماند « 1 » بيضاوى گويد اسباب روابطى است كه بين آنها بوده يعنى همان پيروى و همراهى در دين و اهدافى كه داعى بر اين بود ( على الجدران ) يعنى بر ديوارها زيرا آنها ظرف آب خود را روى ديوار ميگذاشتند تا سردتر گردد
( كنت مطعمه )
يعنى به تو روزى شده بود .
اين روايت اشكالات زيادى دارد و در كتابهاى ديگر نبود تا تصحيح شود تغييراتى در اصل روايت داده شده و مقدارى هم كم دارد .
32 - صدوق از . . . از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود من شبانم ، شبان مردمم آيا تا به حال شبان را ديدهاى كه گوسفندان خود را نشناسد ؟ جويريه از جابر خواست و عرضكرد يا امير المؤمنين گوسفندان تو كدامند ؟ فرمود صورتهاى زرد و لبهاى پژمرده از ياد خدا « 2 » .
33 - حذّاء از حضرت باقر عليه السّلام روايت كند كه فرمود بدان محبوبترين ياران نزد من پارساترين آنها و رازدارترين آنها نسبت باحاديث ماست ، و همانا بدحالترين ياران نزد من و مبغوضترين آنها كسى است كه تا حديثى را كه منسوب بماست و از ما روايت شده بشنود و معنى آن را نفهمد و قلبش آن حديث را بپذيرد از آن روايت متنفر شود و او را انكار كند و بافرادى كه آن روايت را بپذيرند كفر ورزد ، او نميداند شايد در واقع آن حديث از ما صادر شده و
هامش
( 1 ) سورهء بقره آيه 166 .
( 2 ) فضائل الشيعه ص 150 .