مسأله 8 - تجهيز ميت و ديون او بر حبوه در صورتى كه تزاحم نمايند - به اينكه فقط حبوه داشته باشد يا تركهء غير حبوه از هزينهء تجهيز و ديونش كم بيايد - مقدم است . و اگر تزاحم نداشته باشند ، به اينكه تركهء غير حبوهاش كافى باشد ، براى فرزند بزرگتر احتياط ( واجب ) اين است كه براى تجهيز و ديون ميت به نسبت چيزى از حبوه ، بدهد .
مسأله 9 - اگر به عين چيزى از تركه وصيت كند ، پس اگر آنچه را كه وصيت كرده حبوه باشد ، وصيت نافذ مىباشد ، مگر اينكه زياده بر ثلث باشد ، كه به اجازهء فرزند بزرگتر ، نياز است و براى او ، در مقابل حبوه ، چيزى از تركه نمىباشد . و اگر به طور مطلق يا به حبوه و به غير آن وصيت نمايد ، پس اگر وصيتش زياده بر ثلث نباشد ، نافذ است كه در صورتى كه به طور مطلق وصيت كرده باشد از تمام تركه حتى حبوه ، حساب مىشود و در صورت دوم از حبوه و غير آن طبق وصيت ، حساب مىشود . و اگر بر ثلث زيادتر باشد در حبوه به اذن صاحبش و در غير حبوه به اذن همه ورثه نياز است و اگر به مقدار معلومى مانند هزار يا كسر مشاعى وصيت كند نيز چنين است .
ششم : جد و جدّهء پدرى يا مادرى با بودن يكى از پدر و مادر ارث نمىبرند ،
ليكن مستحب است كه هر يك از پدر و مادر ، پدر و مادر خود را به مقدار سدس اصل تركه - اگر سهمش از سدس زيادتر باشد - طعمه بدهد ( به آنها ببخشد ) . بنا بر اين اگر پدر و مادر ميّت و جد و جدهء پدرى يا مادرى را باقى بگذارد ، براى مادر مستحب است كه پدر و مادرش را به مقدار سدس ، به طور مساوى طعمه دهد - و سدس ، نصف سهمش است - و براى پدر مستحب است كه پدر و مادرش را به مقدار سدس اصل تركه - و آن يك چهارم سهمش است - طعمه دهد . و اگر كسى كه موجود است ، يكى از آنها است ، سدس مال او مىباشد .
طبقهء دوم : اخوه ( برادر و خواهر ) و اولاد آنها
- كه به « كلاله » ناميده مىشوند - و اجداد به طور مطلق ، مىباشند و هيچ يك از اينها در صورت وجود يك نفر از طبقهء سابق ، ارث نمىبرد .
مسأله 1 - اگر تنها برادر پدرى و مادرى باشد ، مال از جهت قرابت مال او است . و اگر با او برادر يا برادرهايى اين چنين باشند مال به طور مساوى بين آنها است و اگر با آنها