استاناس
Ostanas
استرامپسوخوس
Astrampsychos
گوبرواس
Gobryas
پازاتاس
Pazatas
تا اينكه اسكندر شاهنشاهى ايران را ويران كرده است .
اين نگارندگان فراموش كردهاند كه گفتهاند بيگانگان فلسفه را يافتهاند با اينكه يونانيان آن را پديد كردهاند و آنان نه تنها فلسفه را آغاز كردند بلكه همه مردم نيز از آنان پيدا شدهاند . چنان كه در اثيناى بود كه موسايوس زاده شده و در ثبس بود كه لينيوس پديدار گشت ، گفتهاند كه موسايوس پسر اومولپوس نخستين ثئوگونيا يا نژادنامهء ( گنئالوگيا ) خدايان را بنگارش در آورده و شالودهء نخستين آسماننامه را ريخته است . او نخستين بار گفته است همه از يكى برخاسته و به يكى برمىگردند .
او در فالروس در گذشته و در آنجا به خاك سپرده شده و بر گورش چنين نوشته است : « زمين فالروس پسر اومولپوس را نگه ميدارد . اين موسايوس است كه مردهء او در اين گور گذارده شده است » .
اوموليپداى اثيناى نام خود را از پدر موسايوس گرفته است .
از سوى ديگر چنان كه گفتهاند : لينيوس پسر هرمس و مؤسس اورانيا « 112 » جهان نامه يا كسموگونيا سروده و پيدايش گيتى و گردش آفتاب و ماه و زايش و باليدن جانوران و گياهان را در آن گزارش داده و آغازش چنين است :
چنين بود روزگارى كه همه چيزها با هم يك باره آفريده شدند .
آناكساگوراس كه از آن برگرفته است نيز گفته است كه
هامش
( 112 ) - ابن فاتك ( 8 ) از اورانى ياد كرده است .