در نسخه همين اندازه است و پس ازين از كتاب الباه رازى است در 16 ص آغاز و انجام آن افتاده ( 19 / 4573 ملك ) و رسالة فى وجع المفاصل در 50 ص ( 1 / 4442 و 77 ، 19 / 4573 ملك ) از باب 19 تا باب 22 آغاز و انجام افتاده و « المختار من تذكرة ابو الفتى فى افعال الادوية و اصلاحها » در 22 ص همهء اينها به يك خط است .
نمونهاى از تاريخ فلسفهء ديوگنس لائرسيوس
گويند كه فلسفه را بربرها يا بيگانگان آوردهاند . ارسطو در ماگيكوس يا « مغنامه » و سوتيونس در ديادوخوس يا « جانشينان » ( دفتر بيست و سوم ) گفتهاند كه مغان ايران و كلدانيان بابل و آشور و خردمندان برهنه يا گومنو سوفيستوسهاى هند و ودروئيدوسها و سومنوثئوسهاى كلتوس و گالاتا بودند كه فلسفه را آفريدهاند .
نيز مىگويند كه مخوس فينيقى و زامنكسيس تراكايى و آتلانتا از مردم لوبيا بوده است . از سوى ديگر قبطىها مىگويند كه هفائيستوس آورندهء اصولى فلسفى كه كائنات و پيامبران مىآموختند پسر نيلوس بوده است .
مىگويند كه از هفائيستوس تا اسكندر مقدونى ( آلكساندروس ماكدونيايى ) 48863 سال گذشته و در اين ساليان 273 بار آفتاب و 832 بار ماه گرفته شده است .
هرمودوروس پلاتونى در شمارنامهء خود مىنويسد كه از روزگاران مغان كه نخستين آنان زردشت ايرانى بوده است تا ويرانى شهر تروا پنج هزار سال گذشته است .
خسانئوس لوريايى مىگويد كه شش هزار سال پس از زردشت بود كه خشايار شاه از دريا گذشته است و او بر اين مىافزايد كه پس از زردشت چندين مغ بىهم جانشين او شدند مانند :