و آلات نقره . چون صاحب مصر نگاه در آن كتاب كرد گفت خطا كردى به جهت آنكه مؤنت اين حيله بيشتر است از منفعت زراعت ، و حكم كرد كه اين دكان را خراب سازند و گذشت .
60 ، 2 - ابو على ازو ترسيد ، چون شب در آمد به طرف شام گريخت پيش اميرى از امراى شام . آن امير اموال كثير به او عطا فرمود .
ابو على گفت : قوت روز به روز مرا كافيست و يك جاريه و يك خادم مرا بسنده است ، پس آنچه زايد بر قوت يك روز خود بگيرم اگر « 3 » نگاه دارم خزانهدار تو [ 101 - الف ] باشم . و اگر نفقه دهم وكيل تو باشم .
و اگر به اين دو كار مشغول گردم پس كيست كه مشغول به كار من شود « 4 » ؟ بعد از آن قبول نمىكرد مگر قوت يك روز و لباس متوسط را .
60 ، 3 - گفتهاند كه حاكم به ميلى كه به حكمت داشت فضيلت ابو على را شنيد ، و ابو على در شام ساكن بود ، و حاكم مصر مشتاق او بود ، و به او رسيد كه ابو على گفته است كه اگر در مصر باشم هرآينه عمل مىكنم « 5 » در آب نيل كه از آن منتفع شوند وقتى كه كم گردد . ازين رهگذر اشتياق او اشتداد پيدا كرد . چيزها به جهت او فرستاد ، و التماس رجوع او به مصر نمود .
60 ، 4 - ابو على رفت به طرف مصر ، چون نزديك به قاهرهء مصر رسيد حاكم به استقبال او بر آمد ، و او را اكرام كرد ، و در منزلى لايقى فرود آورد و احسان و نيكويى بسيار نمود ، بعد از آن آنچه او گفته بود در باب روان ساختن آب نيل « 6 » ازو طلب داشت .
60 ، 5 - پس ابو على بيرون آمد و به او جمعى از مهندسين و ارباب وقوف در اطراف شهر مصر گشتند ، و ملاحظهء آب نيل نمودند . ديدند از آثار پيشينيان از عمارات عاليه هايله و هندسهء محكمه ، و موضعى
هامش
( 3 ) - اساس : روز خود نگاه .
( 4 ) - د : « شود » ندارد .
( 5 ) - د : باشم عمل مىكنم .
( 6 ) - اساس : ساختن نيل آب نيل .