ساير سخنها همچو فضيلت خداست بر مخلوقات .
37 ، 76 - اى پسر من ، رضاى خالق را بر خشم « 117 » مخلوق بگزين .
37 ، 77 - اى پسر من ، در كار خداى از ملامت « 118 » ملامتكننده انديشه مكن .
37 ، 78 - اى پسر من ، بر تو باد بگزاردن نمازى كه بر تو فرض شده است ، به درستى مثل نماز و مثل تسبيح مثل كشتى است در دريا اگر سالم ماند سالم مىماند كسى كه دروست ، و اگر هلاك شد هلاك مىشود [ كسى ] كه دروست .
37 ، 79 - اى پسر من ، هيچ روزى يا شبى بر تو نگذرد كه تو ندانى خواهى « 119 » رفت ، و هيچ نفعى از آن بر ندارى « 120 » ، پس ملاحظه كن كه در آن روز يا شب چه « 121 » زاد راه اندوختى ، و سزاوار نيست عاقل را كه طلب طاعت غير كند و خود طاعت نكند .
37 ، 80 - اى پسر من ، كاهلى مكن . به درستى كه اگر كاهلى كنى ، هيچ حقى را ادا نمىتوانى نمود ؛ و آزرده مشو كه ، اگر آزرده شوى صبر نتوانى كرد بر حق . به درستى كه هر بنده كه حقى را ادا نكند « 122 » ، خداى تعالى مىگشايد برو درى از باطل ، و مىدهد در آنجا او را بر مثال آن « 123 » .
37 ، 81 - و گفت : حسن نيت « 124 » از عبادت است ، و حسن استماع از حلم است و بدخلقى از لئامت است « 125 » و خوشخوئى از كرم است ، و حسن جواب از دانش است .
هامش
( 117 ) - اساس : بر چشم .
( 118 ) - اساس : از ملازمت .
( 119 ) - اساس : بر تو بگذرد . د : كه تو بدانى كه خواهى .
( 120 ) - اساس : از آن ندارى .
( 121 ) - اساس : شب زاد .
( 122 ) - اساس : حقى را نكند .
( 123 ) - د : در انكار او را مثال آن .
( 124 ) - اساس : حسن زينت .
( 125 ) - اساس : حلم است و خوشخوئى . د : از ملامتست .