29 ، 121 - كسى كه طلب كند فساد كار خود را از يك وجه ، او بيرون است از آزادى .
29 ، 122 - به درستى كه شكم گنجايش كم و بسيار دارد .
29 ، 123 - بگريزيد از خوى بد و از تزويج بد .
29 ، 124 - زن مكن « 47 » و اگر زن مىكنى پس نگاهدار او را از اخلاق رديه .
29 ، 125 - با مردمان بازى مكن « 48 » . و اگر مىكنى منتظر باش ، آنچه از بخت تو به فعل آيد .
29 ، 126 - سكوت بهتر است از سخنانى كه سزاوار نيست .
[ بدرستى كه حماقت مىكشد بدى را به مردمان ] « 49 » .
29 ، 127 - به درستى كه طبيعت تربيت مىدهد ، و موجود مىگرداند جميع چيزها را به امر پروردگار .
29 ، 128 - مهتران و بزرگان بسيار غماند .
29 ، 129 - كسى كه نكند چيزى را از بدىها « 50 » پس او خدائى است يعنى او ملك است ، اراده كرده است به الهى شريف همچو ملائكه « 51 » .
29 ، 130 - پدران و مادران را قدر و منزلت پيش عاقل است .
29 ، 131 - حسد غالب است بر اكثر طبايع مردمان .
29 ، 132 - نيكويى كن بر كسى كه قدرت بر نفع تو نداشته باشد .
29 ، 133 - يارى كردن بدان را بر بدى كفر است به حق سبحانه و تعالى .
هامش
( 47 ) - د : يا زن مكن .
( 48 ) - اساس : با مردمان نيرو مكن .
( 49 ) - فقط دال دارد .
( 50 ) - اساس : از بدى پس .
( 51 ) - د : خدائى است اراده كرده است به الهى شريف همچو ملائكه .