29 ، 78 - طبيعت اطلاق و جارى نمىكند بر زنان بزرگى را .
29 ، 79 - هرگاه ارادهء تزويج كنى ، پس نظر كن به همسايهها و مصاحبان .
29 ، 80 - زنان نمىكوشند « 34 » چيزى را كه در آن صلاحى باشد .
29 ، 81 - البته احمق خنده مىكند ، و اگر چه نباشد باعث خنده .
29 ، 82 - زن قدرت اين دارد كه از تو چيزى فرا گيرد .
29 ، 83 - كسى كه در يك چيز دو بار غلط كند ، حكيم نيست .
29 ، 84 - هرگاه درختى افتاد هر كه خواهد از برگ آن مىچيند .
29 ، 85 - بدان با خروشند « 35 » از ديدن حكيمان .
29 ، 86 - سزاوارست كه محبت صادق باشد نه به سخن .
29 ، 87 - و گفت : اگر ببخشى به صاحب بخت و كرم اندكى ، فرا مىگيرى ازو بسيار ، هرگاه عدل كنى ، يارى مىدهد ترا [ خداوند ] .
29 ، 88 - راى ترسنده ترسنده است « 36 » .
29 ، 89 - مولاى زن كسى است كه تزويج او كند .
29 ، 90 - طلب كنيد شرف و فضيلت را و بگريزيد از مذمت « 37 » و رذيلت .
29 ، 91 - انسان قادرترين حيواناتست بر حيله .
29 ، 92 - هرگاه مذهب تو عدل باشد ، به عمل آوردى بزرگى و بلندىها را .
29 ، 93 - به درستى كه بخت چيزى عزيز الوجودست .
29 ، 94 - بگريز از مرد فاسق در همه عمر خود .
29 ، 95 - سكوت موجب جدائى و تنهائيست .
هامش
( 34 ) - اساس : نمىپوشند
( 35 ) - اساس : با خروشيد ، د : ناخرسنداند .
( 36 ) - اساس :
« ترسنده است » ندارد .
( 37 ) - د : از ندامت .