اگر ازو بگذرانند چشم داشت و توقع نداشته باشد و ميل نكند ، همچنين بكند در مال و اهل و فرزند .
28 ، 35 - پرسيدند از زنان ، سكوت ورزيد و جواب نداد . گفتند : چرا جواب نمىدهى ؟ گفت : جواب اين خاموشيست .
28 ، 36 - و گفت : دنيا كه راست و باقى نيست ، پس آنچه ممكن باشد ترا از كردن كردارهاى ستوده بكن آن را ، و اگر شما را « 29 » ميسر نگردد ، پس ستايش كنيد خدا را ، و ذخيره سازيد [ 66 - ب ] از ذكر بهترين آن را .
28 ، 37 - و مىگفت « 30 » : علم روح است و عمل بدن است ، و علم اصل است و عمل فرع است ، و علم پدر است و عمل پسر است ؛ و عمل از علم مىخيزد ، و علم از عمل صورت مىپذيرد .
28 ، 38 - و گفت : عمل خادم علم است ، و علم نهايت است .
28 ، 39 - و گفت : بعضى از آنچه مريض ميل دارد به او بدهند ، نافعتر است ازين كه هر چه او ميل ندارد ازو باز گيرند .
28 ، 40 - و گفت : علم بسيار است و عمر كماست ، پس فراگير از علم آنچه ترا اندك او رساند به بسيارى از آن .
28 ، 41 - و گفت وقت رحلت : فراگيريد از من علمى را كه جامع است :
كسى كه بسيارست خواب او ، و نرمست طبيعت او ، و سخت است پوست او ؛ طويل و دراز است عمر او . كم خوردن از چيزهائى [ كه ] مضرت دارد ، بهتر است از بسيار خوردن از چيزهاى فايدهمند .
28 ، 42 - و گفت : اگر مردمان مخلوق و آفريده مىشدند از يك طبيعت ، هرگز بيمار نمىگشتند به جهت عدم ضديت .
هامش
( 29 ) - د : اين شما را .
( 30 ) - د : و گفت .