شده است ( ص 341 و 349 و 362 و 363 و 373 و 375 و 376 و 382 و 387 و 390 چاپ كراوس ) .
صاعد اندلسى ( ص 41 چاپ مصر ) مىنويسد كه اسكندر و ثامستيوس و فرفوريوس از آگاهترين كسانند از نگارشهاى ارسطو و فيلسوفان ديگر .
مشكويهء رازى در تهذيب الاخلاق ( ص 408 همراه مبدا و معاد ) اقسام خير نزد ارسطو را از او مىآورد .
شهرستانى در الملل و النحل ( ص 218 و 219 چاپ سنگى تهران ) سخنان او را آورده و آنچه دربارهء فيلسوفان ميآورد گويا از تاريخ او است . از گفتهء شهرستانى در پايان سرگذشت اوميرس ( ص 191 سنگى ) برمىآيد كه فرفوريوس سالشمارى نبوكد نصر را به كار مىبرده است .
بگفتهء شهرستانى در ملل و نحل ( ص 162 و 217 و 219 ) از گفتهء فرفوريوس بنياد چيزها بىكرانكى ( لانهايه ) است ولى او نگفت كه آن چه چيز است . ثامسطيوس از ارسطو تا افلاطون و ثاوفرسطوس و فلوطرخس مىآورد كه جهان همان طبيعت عام است .
فرفوريوس « مقالة فى الطبيعة » ارسطو را پنج بخش كرد . عنصر ، صورت ، ساخته و پرداخته از هر دو مانند انسان ، جنبشى كه در چيزها پديدار مىشود مانند جهيدن آتش سوى بالا ، طبيعت عام همهء چيزها چونكه جزئيات جز با كلى كه همهء آنها را فرا گيرد هستى نمىگيرند .
عامرى در السعادة و الاسعاد چهار جا ( فهرست نامها ) سخنان فلسفى او را ميآورد . شهرزورى ( 29 و 92 و 104 ) از تاريخ او ياد مىكند .
در المنية و الامل ( 14 و 57 ) از وى ياد شده و بندى گويا از اين تاريخ او آمده است . در ديباچهء پرهيز « 133 » او ( چاپ گيوم بوده
هامش
( 133 ) -Abstinence