تعالى . تنها به سخن حكيم مباش ، بلكه به عمل حكيم شو ، زيرا كه حكيمى كه به عمل باشد در عالم باقى ترا فايده خواهد كرد ، پيش حق سبحانه و تعالى .
12 ، 63 - حكمت به سخن شرف نيست ، بلكه حكمت با عملهاى نيكو شرف و فضل است « 87 » . اگر در تحصيل خيرات و نيكويىها تعب و مشقتى بكشى « 88 » ، عن قريب آن رنج بر طرف مىگردد ، و نيكويى مىماند ، همچنين اگر از گناهى لذت يا بى آن لذت زود بر طرف و زايل خواهد شد و گناه خواهد ماند . يادآور روزى را كه فرياد كنند ، و نشنوى و زبانهاى تندگويان در آن روز لال گردد ، و فكرها باطل شود ، و چشمها تاريك گردد ، و پوسيده « 89 » شود در خاك ، و باطل شود نفس تو از بدن تو ، و نتوانى كه ببوئى رايحهء جيفهء بدن خود را ، و باطل و نابود شود آلت يافت تو كه شعور نداشته باشى به مكيدن كرمها چركهاى بدن ترا .
يادآور و واقف باش كه به مكانى خواهى رفت ، كه آنجا نه دوستشناسى نه دشمن ، و مساوى باشد آنجا صاحب و بنده . ياد آر آن روز ميزان عدل را ، و جمع آر ادب و رياضت را ، كه تو نمىدانى كه چه وقت سفر خواهى كرد .
بدان كه در بخششها و عطاهاى « 90 » الهى بهتر از حكمت چيزى نيست ، خير را مكافات كن به نيكويى ، و بازدار خود را از شر تا همه وقت محفوظ باشى ، و متذكر شو و بفهم كار خود را و تعقل كن ، و تكيه مكن بر چيزى ازين عالم گردنده « 91 » ، اعراض مكن و دور مشو از خيرات ، [ 51 - ب ] و نزديك مشو بيكى از بدىها .
12 ، 64 - از براى كنيز خوشآواز خوب روى سزاوار نيست كه ترك كنى چيزى را كه آن بهتر است ازو ، به جهت سرور و شادمانى
هامش
( 87 ) - د : و فضيلت است .
( 88 ) - اساس : نكشى .
( 89 ) - د : پوشيده .
( 90 ) - د : عطاياى .
( 91 ) - اساس : عالم كردهاند .