حقه جامهء نو نيست .
و گفت شاگردان خود را كه : مرگ را استهانت كنيد و حقير دانيد ، و پرسندگان مرگ را اندوه بريد و حسرت خوريد .
وصيت كرد سقراط در وقت مرگ به هفت چيز :
1 - طبايع خود را عادت دهيد به قناعت از ابتداى شناخت آن ، بدرستى كه بشناسيد شكر را به وقت زيادتى نعمت ، تا خوش گذرد زندگانى شما .
2 - طلب جوانمردى نكنيد به غير از دل خود ، به درستى كه [ از تصرف زمان ايمنى نيست ] « 280 » .
3 - كار خوردى و حقيرى كه شما را پيش آيد آن را خورد و حقير مداريد « 281 » چه قابل زيادتى است .
4 - و تربيت دوست و مخلص خود بكنيد به محبت ، چنانچه تربيت اطفال مىكنيد « 282 » ، اظهار محبت و دوستى به يك دفعه مكنيد « 283 » زيرا كه هرگاه كه از تو تغييرى مشاهده كرد به دشمنى خواهد خاست « 284 » .
5 - و اجتناب كنيد از پسران سادهرو ، به درستى كه ايشان خوار مىكنند مروت را ، و پاره مىكنند پرده را ، و شرف و فضيلت را ضايع مىسازند .
6 - محبت را به عمل آريد با همه كس ، و از روى حق و حساب معاملات را به انجام رسانيد و برابر كنيد « 285 » ، تا نفوس شما سالم ماند از اشرار ، و نزديك شويد به نيكان .
7 - زجر و عتاب « 286 » مكن كسى را به فعلى كه مثل آن از تو سر
هامش
( 280 ) - فقط دال دارد .
( 281 ) - د : مدانيد .
( 282 ) - د : مىكند .
( 283 ) - د : بكنند .
( 284 ) - د :
خواست .
( 285 ) - اساس و س : « برابر كنيد » ندارد .
( 286 ) - د : جزا و عتاب .