كه به سبب او دفع مضرت مردم توان نمود ، و فاضلترين سيرتها تحصيل مال است از سبب حلال و نفقه دادن و احسان كردن آن .
11 ، 135 - سقراط نوشت به پادشاه وقت خود كه پسرش فوت شده بود :
اما بعد به درستى كه اللّه تعالى جل اسمه گردانيد دنيا را خانهء بلا و آزمايش ، و ساخت آخرت را خانهء عافيت ، و گردانيد ترك [ 38 - ب ] هوا « 105 » و خواهش دنيا را سبب ثواب آخرت ، و ثواب آخرت را عوض « 106 » هوا و خواهش دنيا ، پس فراگير آنچه فرا مىگيرى به سبب آنچه مىبخشى ، و آنچه تحمل مىكنى و السلام .
11 ، 136 - گفت : حكيم وقتى حكيم است كه غالب سازد نفس خود را بر شهوتها و خواهشها .
11 ، 137 - و گفت : شاگردان خود را كه : حذر كنيد و ملاحظه نمائيد از همه شهوتها و ميلها ، به درستى كه دلهاى مايل و گرفتار شهوتهاى دنيا غافل و محجوب است « 107 » از خداى تعالى .
11 ، 138 - و گفت : دنيا واعظ و ناصح كسى است كه وعظ گيرد و پند پذيرد از گذشتهها .
11 ، 139 - و گفت : حوادث دنيا و واقعات آن هلاك طايفهايست و سبب وعظ طبقهء ديگر .
11 ، 140 - و گفت : سكون و آرام دنيا بعد از آنكه او را شناختند « 108 » نهايت عجز و ناتوانيست ، و اعتماد برو غايت غرور و نادانى ، و بدگمانى به آن عين حزم و هشيارى « 109 » .
11 ، 141 - پرسيدند ازو كه : توانگرى و غنا چه چيز است ؟ گفت : صحت
هامش
( 105 ) - د : گردانيد هوا .
( 106 ) - اساس ، س ، ت : آخرت و عوض .
( 107 ) - د : گرفتار به شهوتهاى دنيا غافل و محجوباند از .
( 108 ) - اساس : شناختن .
( 109 ) - د : هشياريست .