9 - انباذقلس بن ماذن [ 424 - 484 پ م ]
9 ، 1 - از اهل اقراغنتا بود و در زمان داود پيغمبر ، و فراگرفته بود علم و حكمت را [ 23 - الف ] از لقمان در شام و بعضى گفتهاند از سليمان .
بعد از آن به جانب يونان روان شد و از كيفيت خلقت عالم اندكى با خلق آنجا سخن راند « 1 » ، خوش نكردند و از شهر بيرون كردند ، و دور گردانيدند او را . و جمعى از باطنيه حكمت خود را به حكمت او مىرسانند و گمان دارند « 2 » كه او را رموز بسيار است كه كم كسى بر آن اطلاع يافته و مىيابد . و محمد بن عبد اللّه بن مرهء جبلى باطنى مذهب بود از اهل قرطبه . تكليف به آموختن فلسفه و حكمت مىنمود ، و ترغيب به آموختن آن مىكرد . و بالجمله انباذقلس عظيم الشان و بزرگ قدر بود ، رياضتكش و بسيار الفت و در غايت عزت روزگار مىگذرانيد .
تارك دنيا و متوجه به عقبى بود . در شناخت نفس و مجردات و احوال و تربيت « 3 » ايشان مهارت تمام داشت . و ديدم من كتابى ازو « 4 » در حكمت و فلسفه كه دلالت مىكرد بر ذوق و كشف او ، و قوت سلوك و نهايت ظهور در علوم الهى . و حكمت او حكمت پيغمبرى بود كه ممزوج به فلسفه بود .
هامش
( 1 ) - د : سخن گفت .
( 2 ) - د : گمان آن دارند .
( 3 ) - اساس ، س و د : و ترتيب .
( 4 ) - د : و ديدم من ازو كتابى در .