8 ، 8 - و گفت : اگر يكى از شما نعمتى داشته باشد از حق سبحانه و تعالى هم گناه « 25 » كند به جهت بدى نفس « 26 » ، بايد كه اين دو حالت را به اصلاح آرد ، و به ستايش و سپاس حق سبحانه و تعالى ، و استغفار و پشيمانى از گناه .
8 ، 9 - و گفت : بسيار روزگار باشد كه آن را مذمت كنند ، چون روزگار دگر پيش آيد آن را ستايش نمايند ، و بسيار كارها شما را پيش آيد كه شما از آن در خشم و غضب باشيد ، و چون به آخر برسد گريه كنيد بر فوت آن .
8 ، 10 - و گفت : عابد بىمعرفت « 27 » و شناخت چون خر آسياست « 28 » كه دور مىزند ، و در جاى خود ايستاده است ، و نمىداند كه چه مىكند .
8 ، 11 - و گفت : فوت حاجت بهتر از آن است كه طلب كنند آن را از نااهل ، عطا و بخشش به فاسق و فاجر تقويت و يارى ايشان است بر فجور و فسوق « 29 » ، احسان به كسى كه كفران نعمت مىكرده باشد اضاعت و نابود ساختن نعمت است . تعليم جاهل زياده گردانيدن جهل است .
سؤال از لئيم اهانت عرض « 30 » و ناموس است .
8 ، 12 - و گفت : من عجب دارم از كسى كه نگاه مىدارد خود را از خوردنىهاى بد به احتمال ضرر ، و ترك نمىكند گناه را به جهت ترس آخرت .
8 ، 13 - و گفت : خاموشى را پيشه كنيد كه باعث سلامتى است از مرگ ، و صدق و راستى « 31 » گفتن را شعار خود سازيد كه زينت گفتار است .
8 ، 14 - گفتند آن پيغمبر حكيم را كه : دنيا را براى ما وصف كن . گفت :
ديروز آمديد و امروز در كاريد و فردا با آز و آرزو ياريد . كسى كه
هامش
( 25 ) - د : از شما از حق سبحانه و تعالى هم نعمت داشته باشد و هم گناه .
( 26 ) - د : + و هوا .
( 27 ) - اساس و س و ت : عابد به غير معرفت .
( 28 ) - اساس و س .
آخر سياست . د : خر آسيا كه دور . متن عربى : حمار الطاحونة .
( 29 ) - د : وفسق .
( 30 ) - اساس و س : اهانت و ناموس .
( 31 ) - د : و صدق راست .