را از عناصر برين صفت نيافت مگر آب را « 3 » ، پس گردانيد او را مبدأ اول در مركبات ، و پيدا شد از آن اجسام سماوى و ارضى و اين موافق آن چيز است كه در تورات و بعضى از شرايع مذكور است . و ثاليس حكمت را فراگرفته از مشكات نبوت . و آنچه اثبات كرده است در « عنصر اول » كه چشمهء صورتهاست شباهت تمامى دارد به « لوح محفوظ » . گويا كه مرادش اوست ، و بنا بر قول دويم كه مبدأ « 4 » مركبات آب « 5 » است مناسبت كلى دارد به آبى كه عرش بر آنست .
1 ، 3 - بعد ازو انكسامندروس ملطى [ 546 - 611 ] است و مذهب او اينست كه اول مخلوق حق تعالى « 6 » چيزيست كه او را نهايتى و حدى و غايتى نيست ، ازو پيدا مىشود موجودات و به او منتهى مىگردد كاينات .
1 ، 4 - و بعد ازو انقسيمانس ملطى [ 546 ] است و راى او اين است كه اول مخلوقات هواست ، همه چيز ازو بر مىآيد و به او در مىآيد مثل نفسى كه در ماست ، روح و هوا نگاه مىدارند عالم را و هر دو به يك معنى است .
1 ، 5 و 6 - بعد ازو انقساغورس [ 428 - 500 پ م ] و قلازومانيوس [ سدهء 5 پ م ] بودند ، و راى اين دو حكيم اين است كه مبدأ موجوداتى كه مخلوق گشته است متشابه الاجزاست .
1 ، 7 - و بعد از ايشان ارخلاوس بن آپولودوروس [ 440 پ م ] است از شهر اثينه از بلاد يونان ، و اعتقاد او اين بود كه مبدأ مخلوقات چيزيست بىحد و اندازه و در آن تكاثف و تخلخل فرض مىكند و مىگويد : بعضى ازو « نار » شد و بعضى « آب » گرديد .
هامش
( 3 ) - نسخهها « را » ندارد ، د : + را .
( 4 ) نسخهها « مبدأ » ندارد از نسخهء دال افزوده شد .
( 5 ) د : « آب » ندارد .
( 6 ) - ترجمه در اينجا ناقص است ر ك متن عربى 1 : 17 سطر آخر و 1 : 18 سطر 1 - 8 .
6 - د : « تعالى » ندارد .