هر جا بيابد بىاختيار به فراگرفتن آن مىشتابد ، از هر دهنى كه باشد ، و باك ندارد از طعن كسى .
8 - و نيز فرمود : چون علم بسيار است به آنچه بهتر است و ضرورتر اكتفا بايد نمود . چون هرگاه يكى از نزديكان آن سرور به صفت دانائى موصوف مىشد ، و قدر منزلت حكمت را مىشناخت ؛ آن حضرت او را خطاب به اين طرز مىكرد : يا ارسطاطاليس هذه الامة ! و اين تعريف است آن كس را به معرفت و حكمت .
9 - و نيز فرمود كه : يك ساعت فكر پيش خداى تعالى بهتر است از عبادت هفتاد سال « 9 » . مراد آن حضرت از فكر درين حديث ترتيب مقدمات است ، و راست ساختن دليل از براى يافت معقولات ، چنانچه در كتب قوم مسطور است .
10 - مىگويد مترجم اين كتاب : چنانچه به جهت روشن كردن سواد ظاهر « 10 » معلميست در ظاهر ، همچنين از براى روشن ساختن سواد باطن معلميست در باطن كه آن فكر است . و شناختن حقايق اشيا ، كه حكمت عبارت از آن است ، بىفكر كه معلم و راهبرست صورت نمىبندد ، پس از آنچه « 11 » حضرت نبوت مآب فرمود كه يك ساعت فكر و توجه دل به شناخت حقايق موجودات بهتر است از هفتاد ساله عبادت ، چه ثمرهء عبادت ثواب است و مقصود اصلى « 12 » شناخت است نه ثواب .
11 - و نيز فرمود حذيفهء يمانى را كه از اصحاب آن حضرت است : اختلاط كن به حكيمان و سؤال كن از عالمان و همنشينى نماى با بزرگان .
12 - و فرمود : هر كه پرهيزد از دنيا [ 3 - ب ] ساكن گرداند خداى تعالى حكمت را در دل او و گويا سازد زبانش را به آن .
هامش
( 9 ) - د : ساله .
( 10 ) - متن و ت : چنانچه سواد روشن كردن ظاهر ، س و د : چنانچه به جهت سواد روشن كردن ظاهر ، تصحيح متن قياسى است .
( 11 ) - د : پس حضرت . . .
متن و ساير نسخهها : پس از آنچه . ظ : پس ازينجاست كه حضرت . . .
( 12 ) - د : « اصلى » ندارد .