از پيش بگويم كه به گفتهء اپيكوروس تنها يونانيانند كه روش فلسفى دارند ( ديوگنس لائرسيوس 10 : 117 ) ، شهرستانى ( 157 ) هم ميگويد كه : ريشهء فلسفه از روم است و ديگران از آنها گرفتهاند و دانشمندان متأخر ما هم گفتههاى يونانيان را كنار گذاشتند جز نكتههاى نادرى از آنها يا اينكه به رد آنها پرداختند و ما جستجو كرديم و سنجيديم و آنها را آورديم اكنون تو ميدانى و آنها .
اينك دفترهاى تاريخ فلسفه خودمان را برمىشمرم :
1 - سرگذشتنامه و فهرست نگارشهاى ارسطو كه پنج دفتر ارزنده دربارهء آن داريم :
1 - از آنتن باومشتارك « 9 » بنام « ارسطو نزد سريانيان » كه در آن از سرگذشتنامههاى سريانى و عربى و ترجمههاى سريانى ايساغوجى فرفوريوس به آلمانى سخن رفته است ( چاپ 1900 ) 2 - از او . هاملين « 10 » بنام دستگاه ارسطو به فرانسوى كه در آن سرگذشت و انديشهء ارسطو آمده و از فهرستهاى گوناگون نگارشهاى ارسطو نيز به خوبى كاوش شده است .
3 - از پاول مورو « 11 » بنام فهرستهاى كهن نگارشهاى ارسطو به فرانسه چاپ 1951 كه بسيار موشكافانه و گسترده است .
4 - از اينگمار دورينگ « 12 » بنام ارسطو در روايتهاى كهن سرگذشتنامهها ، به انگليسى چاپ 1957 كه آنچه در يونانى و لاتينى و سريانى و عربى دربارهء ارسطو نوشته شده است به زبانهاى يونانى و لاتينى با گزارش آنها به انگليسى در آن آمده است .
5 - از آنتوان هرمان كروست « 13 » بنام ارسطو و بررسى تازهاى از زندگى و نگارشهاى گمشدهء او به انگليسى چاپ 1973
هامش
( 9 ) -A . Bawmstark( 10 ) -O . Hamelin( 11 ) -P . Moraux( 12 ) -I . During( 13 ) -A . H . Chroust