« ذكر مال صدقه ، و فرائض و رسوم آن ، كه از أهل علم « 1 » روايت كردهاند »
صدقه و زكات چهارپايان بقم ، در روزكار سلطان - اعزّه اللّه :
هر سال چهارپايان را مىشمردند ، و ضبط مىكردند ، و بعد از آن زكات آن مىستدند .
و درين روزكار چهارپايان را ، بل كه در هر ناحيتى بعدّت آن مالى معيّن شده است نمىشمرند ، و سال بسال مىستانند .
و در سنهء اربع و ستّين و ثلثمائه « 2 » ، در وقت عاملشدن أبى عبد اللّه ، الحسين بن محمد اصفاهانى معروف بكاموئى ، در شهر قم زياده بر هزار دينار اضافت كردند ، و تكلمهء مال صدقات كردانيدند ، و اللّه أعلم .
پس آنچ زكات آن واجب است ، از چهارپايان :
يكى : شتر است ، به شرط آنك در صحرا مدّت يكسال تمام چريده باشند ، و بار نكشند . و بهر پنج سر يك كوسفند ببايد دادن . و چون بده رسند دو كوسفند . و چون بپانزده رسند سه كوسفند . و چون به بيست رسند چهار . و چون به بيست و پنج رسند بنت مخاضى « 3 » بدهند ، يا ابن لبونى « 4 » ، تا سى و پنج . و بعد از آن بنت لبونى « 5 » بدهند . و چون از آن
هامش
( 1 ) . يكى از منابع مصنّف در تدوين تاريخ قم ، همانا روايتكردن از « اهل علم » است ، كه احتمالا مقصود او فقيهان قمّى است ، كه حكم شرعى درباره احكام شرعى متعلق به اصناف زكات را مىدانستهاند .
( 2 ) . سال 364 هجرى .
( 3 ) . بنت المخاض : بچه شتر يكسالهاى را گويند كه وارد سال دوم شده باشد ، و علت اين ناميدن از آن جهت است كه در اين هنگام مادر اين بچه شتر به شتر ديگرى حامله ( - مخاض ) است .
( 4 ) . ابن لبون : بچه شتر نر دو سالهاى را گويند كه وارد سال سوم شده باشد ، و علت اين ناميدن از آن جهت است كه در اين هنگام مادر اين بچه شتر داراى شير است .
( 5 ) . بنت لبون : بچه شتر ماده دو سالهاى را گويند كه وارد سال سوم شده باشد .