- كه عامل يمن بود - نامه نوشت بعمر بن الخطّاب ، كه مردى عنبرى بر كنار دريا يافته است ، حكم آن چيست ؟
عمر بجواب باز نوشت كه : آن سببى است از اسبابهآىء « 1 » خداى ، و در آن و در هرچه از دريا بيرون آيد خمس واجبست .
پس ابن عباس [ رضى اللّه عنه ] « 2 » كفت : اين رأى منست .
مال چهارم : غنيمتى كه مسلمانان يابند از مالهاى مشركان ، در آن خمس واجبست .
مال پنجم : صدقات است . و ذكر آن در موضع آن بيابد ، إن شاء اللّه ( وحده العزيز ) « 3 »
« ذكر وجوه صدقات ، از غلّات و غير آن »
چنين كويد صولى ، كه « 4 » :
هر چه از زمين حاصل شود ، ده يك از آن ببايد دادن ، چون آن غلّه پنج وسق بود « 5 » .
و وسقى : عبارت از شصت صاع ، و صاع پنج رطل است ) « 6 » ، و ثلث رطل بغدادى بقول اهل حجاز .
و بنزديك أهل كوفه « 7 » ، صاعى عبارت از هشت رطل بغدادى است .
هامش
( 1 ) . در نسخه چاپى : سببهاى .
( 2 ) . افزوده از ادب الكتاب : ص 199 .
( 3 ) . افزوده از نسخه چاپى .
( 4 ) . ادب الكتاب : ص 201 .
( 5 ) . يعنى هرگاه مجموع بدستآمده از كشت به پنج وسق رسيد ، بايد 10 / 1 آن را به عنوان زكات و صدقه پرداخت نمود .
( 6 ) . پايان قسمت مفقود از اصل .
( 7 ) . مقصود از اهل كوفه همانا فقهاى اهل عراق هستند ، كه پيشتر درباره آنان سخن رفت . لازم به