هر آن پادشاهى كه بيت المال خود بمال رعايا ، كه بجور و ظلم و غير راستى از ايشان ستده باشد و گرفته ، پر كند و معمور « 1 » سازد ، حال او همچو حال كسى باشد ، كه كل از ستونهآىء سراى و بنياد خانه بكند ، و بذان سقف و طرح « 2 » آن را تطيين « 3 » كند ، عن قريب « 4 » بود كه آن سراى و خانه برسر خذاوندش فرود آيد و خراب كردد .
و حسن بن مخلد « 5 » اشارت كرد بمهتدى ، كه اين خراج - با اين زوآئد و كفايات - بر حال خود مىبايد كذاشت ، و از دست نمىبايد داد ، كه بذين كفايت مالى بسيار حاصل مىشود ، حيف بود كه ضايع كردد .
مهتدى ابا « 6 » كرد ، و امتناع نمود ، و عزيمت كرد بر رفع « 7 » آن از ارباب خراج ، و واجب كردانيدن آن در خاصّه مال خود . پس او را بذان زودى بكشتند » . و اللّه أعلم .
* * *
هامش
( 1 ) . معمور : آبادشده .
( 2 ) . طرح : بلندى ديوار را گويند ( لسان العرب : مادة طرح ) .
( 3 ) . تطيين : ( از ماده طين - گل ) ، گل ماليدن را گويند .
( 4 ) . به زودى .
( 5 ) . در اصل حسن بن مخلّد ( با تشديد لام ) ضبط شده است ، كه نادرست است ، حسن بن مخلّد ابن الجراح ، أبو محمد البغدادى ، از وزيران و كاتبان و سياستمداران دوره ميانى بنى العباس ، در سال 209 هجرى به دنيا آمد ، و سه نوبت به وزارت المعتمد على اللّه عباسى ( خليفه از سال 255 لغايت 279 هجرى ) نائل آمد ، و بعدها مورد غضب او قرار گرفت و به مصر گريخت ، و احمد ابن طولون مسئوليت نظارت بر اقاليم تحت فرمان خود را به دو سپرد ، عاقبت در سال 271 هجرى در زندان انطاكيه به هلاكت رسيد . مورخين او را به نظم و دقت و حسابرسى دقيق و جمعآورى خراج توصيف كردهاند ، و دربارهاش گفتهاند : ( كان آية في حساب الدّيوان ) . نگاه كنيد به ( سير اعلام النبلاء : 13 / 7 ) .
( 6 ) . اباء : امتناع و سرپيچى .
( 7 ) . رفع : برداشتن .