اين وظيفه و كسور و هدايا بأجمعها « 1 » أمر كرد . و جون او وفات يافت ، ديكر باره اعاده كردند و بأسر « 2 » كرفتند ، بر رسم و دستور پيشين .
مهتدى كفت : رحم اللّه عمر بن عبد العزيز ، خذاى بر عمر بن عبد العزيز رحمت كناد ، چه همه چيز از اقوال و افعال و سير « 3 » او نيكو و پسنديده و مستحسن بوده است .
بعد از آن كفت كه : مقدار اين كسور چند است ؟
كفت : بهر هزار دينار بيست و پنج دينار ، كه « 4 » در روانه كردن خراج به بيت المال خرج « 5 » كردهاند ، و در مصلحتهاى آن صرف كردهاند .
پس مهتدى كفت : معاذ اللّه ، پناه مىكيرم بخذا از آنك من بجور حكم كنم ، و اين نفقه « 6 » و اخراجات « 7 » نه از مال خراج واجبست ، و نه از مال ايشان . و بحقيقت و راستى به من رسيده است ، كه بكسرى ابرويز « 8 » باز نمودند و بعرض او رسانيدند ، كه صاحب « 9 » اهواز زياده بر هفت هزار درهم كفايت « 10 » كرده است ، و جمع و ضبط نموده ، و ببيت المال فرود آورده .
چون كسرى اين بشنيد ، توقيع « 11 » و نشان فرمود بباز كردانيدن اين مال بأجمعها بر قوم و ارباب خراج ، و فرمود كه :
هامش
( 1 ) . باجمعها : بتمامى .
( 2 ) . بطور كامل .
( 3 ) . سير : جمع سيرهء ، روش .
( 4 ) . تا آخر جمله ، در نسخه ( 2 ) و ( 3 ) نيامده است .
( 5 ) . در تمامى نسخهها با ضبط « خراج » آمده است ، كه احتمالا صحيح آن « خرج » بايد باشد .
( 6 ) . هزينه .
( 7 ) . اخراجات : جمع خرج .
( 8 ) . كسرى ابرويز : معرّب خسرو پرويز .
( 9 ) . صاحب اهواز : والى اهواز .
( 10 ) . يعنى صاحب اهواز ، زياده بر هفت هزار درهم را خراج مناسبى براى ولايت خود دانسته است .
( 11 ) . توقيع : امضاء ، كناية از صدور حكم .