كردانيد ، بىزياده و نقصان .
و در سنهء اثنى عشر ، و سنهء ثلث عشر ، و سنهء اربع عشر و ثلثمائه « 1 » ، أيضا بذين دستور بوده .
و در سنهء خمس عشر و ثلثمائه « 2 » ، پنجدانك دينارى ، بسبب ابن داود جهبذ « 3 » زياده كردانيدند ، جنانج شصت و هفت دينار و نيم شده .
و در سنهء ست عشر و ثلثمائه « 4 » چهار دينار و نيم زياده شد ، بسبب قسمت هرون عرب الحال « 5 » . جنانج ضريبهء خراج هفتاد و دو دينار كشته .
و در سنهء سبع عشر و ثلثمائه « 6 » زياده بر آن كشته ، بسبب قسمات :
قسمت اوّل : سه دينار و نيمدانك ، و اقطاع پسر مهدىء جهبذ ، جهت خللآوردن و تلفكردن او دو دينار و دو دانك دينارى .
قسمت ثانيه : سه دينار و دو دانك دينارى .
و در سنه ثمان عشر و تسع عشر و ثلثمائه « 7 » ، قرار بهفتاد و دو دينار شد .
و بيشترين مردم برين دستور بود ، مال و خراج مىرسانيدند ، و بعد از آن با هفتاد و
هامش
( 1 ) . سالهاى 312 و 313 و 314 هجرى .
( 2 ) . سال 315 هجرى .
( 3 ) . جهبذ معرّب « كهبد » ، در صحاح الفرس آمده است : ( كهبد : چند معنى دارد : اول : دهقان باشد .
دوم : خزينهدار بود ، يا آن كه سيم و زر پادشاه به او سپارند و او بخزينه سپارد ) . و در تاريخ قم در ( ذكر رسم جهبذ بقم ) آمده است : ( جهبذ شخصى است كه ارباب خراج او را بديوان آرند ، تا صاحب عهد شود كه مال و متوجهات ايشان به تمام بستاند و بديوان رساند ) .
( 4 ) . سال 316 هجرى . و در اصل : ست عشر و ثمانمائه آمده ، كه يقينا خطاى كاتب يا مترجم است .
( 5 ) . ؟ ، كذا در اصل و ديگر نسخهها .
( 6 ) . سال 317 هجرى .
( 7 ) . سال 318 و 319 هجرى .