وليسجرد « 1 » : اين ديه را وليس بن جودرز بنام خود بنا كرده است .
فاليزبانان :
از برقى روايتست ، كه : اين ديه را وبيل - صاحب باغ كسرى - بنا كرده است .
روزى وبيل كفت ، به زبان عجم : ايذن باليزى شاهد كردن .
يعنى : اينجا باغى توان ساختن . پس آن باغ را بنا كرد ، و بذين نام نهاد .
ميلاذجرد : ميلاذ بن جرجين آن موضع را بنا كرده است ، و آن آنجنان بوده است كه ميلاذ بذان موضع فرود آمده بوده است ، و در آن وقت رودخانه بوده ، و جآى سيل .
كيخسره ازو پرسيد كه : تو كجا فرود آمدهء ؟
ميلاذ بفهلوى كفت : بلآئى فرود آمدهام ، يعنى برودخانه ، و جآى سيل فرود آمدهام .
پس كيخسره او را كفت كه اينجا ديهء بنا نه ، ميلاذ آن ديه را بنا كرد ، و بنام خود نام نهاد ،
جرجينجرد « 2 » : جرجين بن ميلاذ آن را بنا كرده است ، و بنام خود نام كرده .
انجيلاوند : اين ديه از ساوهء جبل « 3 » است ، و آن را انجيل بن نودرز بنا كرده است ، و چون او بذين موضع فرود آمده است ، اين موضع بيشهء بوده است پر از درخت انجير ، بذان موضع اين ديه بنا كرده است ، و انجيلاوند نام نهاده .
هامش
( 1 ) . وليسجرد يا وليسجرد از ديههاى طسوج خوزان از رستاقهاى ساوه ، و وليس ( - ولوگس / ولاش / بلاش ) يكى از سه فرزند گودرز ، از خاندانهاى پارتى اشكانى حاكم در مغرب ايران ( همداننامه : 67 ) .
( 2 ) . جرجين ( - گرگين / و نون ) يكى از چهار فرزند ميلاد / مهرداد ، و مهرداديان يكى از خاندانهاى پارتى حاكم در مغرب ايران بودند ، و روستاهايى را به نام خود ساخته يا آباد كردند ( همداننامه : 67 ) ، اين ديه در تاريخ قم يكى از ديههاى طسوج فيستين ، از رستاق ساوه شمرده شده است .
( 3 ) . بخشهاى جنوب غربى ساوه را كه منطقهاى است كوهستانى ، « ساوه جبل » يا كوهستان ساوه گويند .