تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
و بناهاى او بطخرود بذو معروف و مشهورند . هريسان « 1 » : برقى روايت كند ، كه : اين ديه را دارآىء بن دارا بنا كرده است ، و بنام درم خريدكان خود نام نهاده است ، و بذين ديه از مماليك « 2 » او يكى را وريسان نام بوده است ، دارا كفت كه اين ديه بنام او نام كنيد ، پس بمرور ايّام تخفيف كردند ، و گفتند : هريسان . و جنين كويند ، كه : از هريسان چهار هزار جريب انار دانه ، بمطبخ كسرى بمدائن برده‌اند . دارستان : دارا بن دارا آن را بنا كرده است ، و آن را بذين نام نهاده است . و كويند : بذين ديه درختان بسيار بوده‌اند ، بذين سبب آن را دارستان نام كرده‌اند « 3 » . فيستين : اين ديه را بهرام بن جودرز بنا كرده است ، جون به موضع فيستين فرود آمد ، كيخسره ملك او را كفت : كجا فرود آمدى ؟ بهرام به زبان عجم گفت : انوكه شاه اسبان « 4 » . پس كفت : اينجا ديه‌اى بنا نه ، و آن را فيستين نام كن ،
هامش
( 1 ) . يكى از روستاهاى طسوج خوزان از بلوك ساوه ، واقع در جنوب غربى قم ، در دشت ميان قم و ساوه . ( 2 ) . مماليك : جمع مملوك به معناى برده زرخريد . ( 3 ) . دار : چوب ، درخت ، تير ، چوبه دار ، بام ، سقف ( فرهنگ پهلوى : 104 ) ، و در برهان قاطع آمده است : دار : مطلق درخت را گويند ، و چوبى كه دزدان را از آن به حلق آويزند ، و چوبى كه بدان خانه را پوشند . ( 4 ) . انوكيهa - nev - ak - ikنانيكويى ، محروم‌بودن از نيكويى ، چه احمق است ، ( لغت‌نامه دهخدا : ماده انوك ) .