و أيضا : اين هر دو ديه را كوشكى است بلند و محكم .
جروندكان :
جروند فارس آن را بنا كرده است ، و بذين ديه رزهااند « 1 » ، و كوشكى حصين ، و كاريزى كه آن را . . . « 2 » كويند ، جون « 3 » نميدانند كه بانىء آن كه بوده است .
و آن ديه بر ده سهم نهادهاند ، و در قديم آن را قلعه نبوده است ، درين اواخر بنا كردهاند .
و راوى كويد كه : دخل اين ديه هزار هزار دينار بوده است ؛ بواسطه معمورى و پاكى و زيادتى زمين ، و ريع « 4 » آن .
ورزنه :
بانى آن نميدانند كه بوده است ، و كويند كه زمين آن صد جريب است ، از آن صد كس ، هر كسى را يكى . و بسيار آب بوده است ، جنانج از هر جريبى آن قدر حاصل شده است ، كه صاحبش بذان معاش كرده است .
رستاق جهرود « 5 » :
بيب بن جودرز « 6 » آن را بنا كرده است ، و آن را ويرود نام كرده است ، بعد از مدّتى ديكر كه رود گفتند ، بعد از آن معرّب كردانيدهاند و كفتهاند جهرود .
جيوه : ايضا بيب بن جودرز بنا كرده است ، و جيوه اوّل ضيعهء است كه بجهرود بنا كردهاند .
هامش
( 1 ) . احتمالا به معناى كشاورز يا باغبان .
( 2 ) . در تمام نسخهها نام كاريز بياض است .
( 3 ) . در اصل : جوان .
( 4 ) . ريع : محصول .
( 5 ) . يكى از چهار ناحيه ساوه ، كه نام آنها را لسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية » به نقل از حمد اللّه مستوفى آورده است . جهرود در شمال غربى جاده اراك - قم ، و در نزديكى تفرش قرار دارد ، و بيشتر ساكنان آن از خلجها مىباشند . خواجه نصير الدين طوسى رحمه اللّه منسوب به اين ناحيه است .
( 6 ) . معرّب گيو بن گودرز است ، كه پيشتر درباره او به تفصيل سخن رفت .