آن الى يومنا « 1 » باقى است .
مزارع خورّاهاباد : جنداب ، و جور ، و كران ، و اسحاقاباد « 2 » .
و خورّهاباد را دو كاريز است : يكى را باد كويند ، و يكى را مهرين .
و همدانى « 3 » در كتاب خود آورده است ، كه :
صرم از ناحيت قم است ، و اهل آن ديه را مهرهء است دعوى مىكنند كه آن طلسم سرماست ، جون فصل ربيع « 4 » باشد ، و ترسند كه كشت ايشان ، و ميوهآى ايشان از سرما نقصان يابد ، اين مهره را بيرون آرند ، و بر سر نيزهء بندند ، كشتهاى ايشان بسلامت بمانند ، و هيچ نقصانى در آن واقع نشود ، و سرما در آن اثر نكند ، باذن اللّه تعالى و قدرته .
سيوبرد « 5 » ، و سينجرد :
اين هر دو ديه را سيب و سين كه از اهل عجماند بنا كردهاند ، و اين هر دو ديه را كاريزى است بسيار آب ، و نام آن كاريز جبّ است .
جنين كويند كه : آب هر دو ديهء از آن هفتاد كس بوده است ، و هر يكى را برين كاريز رزى « 6 » بوده است ، و حاصل هر رزى آن مقدار بوده است ، كه صاحبش با اهل و تبع و عيال بذان معاش كرده است ، و او را كفاف بوده است .
هامش
( 1 ) . تا به امروز .
( 2 ) . اسحاقآباد يا ( ديار اسحاق ) يا ( وادى اسحاق ) همان دشتى است كه در جنوب غربى قم ميان قم و ساوه قرار دارد ، و امروزه به نام خلجستان مشهور است . ( نگاه كنيد به : قمنامه : ص 75 ) .
( 3 ) . مقصود كتاب البلدان ، ابن الفقيه ، أبو عبد اللّه احمد بن محمد بن اسحاق همدانى است ، كه در سال 1884 م در دو مجلد در ليدن توسط مولر ، و مختصر آن در 1885 م در يك مجلد در ليدن به چاپ رسيد .
( 4 ) . بهار .
( 5 ) . در نسخهء ( 2 ) و ( 3 ) : سيوب .
( 6 ) . ؟ ، احتمالا به معناى سهم و حصّه .