[ 1 ] كاريز اسماعيل بن عيسى ، و اسماعيل بن سعد : بيست و يك مستقه ،
[ 2 ] كاريز عبد اللّه بن سعد ، خوشاب : سى و سه مستقه و دانقى « 1 » .
پس مجموع مساتيق اين دو كاريز ، پنجاه و چهار مستقه است ، و دانقى است از مستقه .
از آن جمله : خمسى كه ده مستقه و پنج دوانيق است ، وقف است و مباح بر كافّهء مردم ، و باقى چهل و سه مستقه و دانقين حاصل مالك .
و آن كاريزها كه ازيشان نه خمس و نه ربع موقوف و مباح بوده ، باتفاق قومشان « 2 » و قنّاآن و عدلان « 3 » ، كه از قبل « 4 » ولاة و حكّام و اربابان بر سر كاريزها بودهاند ، سه مستقه و دانقين از آن وضع « 5 » كردهاند از براى جمهور مردم ، و آن دو كاريز است :
[ 1 ] كاريز عبد اللّه بن سعد ، شوراب : سى و پنج مستقه و دانقين ،
[ 2 ] كاريز سعد بن زياد : شصت و هفت مستقه ،
مجموع مساتيق اين دو كاريز : صد و دو مستقه است ، آنچ از آن وضع كردهاند از براى مردم ، سه مستقه است و دانقين - جنانج ياد كرديم - باقى نود و نه مستقه .
و آنج از اين قنوات فاضل آمده از حساب : دو مستقه و پنج دوانيق .
پس مجموع : هشتصد و چهل و هشت مستقه ، و سه دوانيق ، و حبّه ، و نصفى از
هامش
( 1 ) . پايان افتادگى در ميان برگ 30 / الف .
( 2 ) . ظاهرا معرّب كموش است ، كه در برخى از ولايات ايران چاهكن را گويند .
( 3 ) . عدلان جمع فارسى عادل است ، اينان اشخاصى بودند كه در نزد مردم به درستكارى و انصاف مشهور بودند ، از اين رو از سوى واليان و حاكمان و اربابان براى نظارت بر تقسيم آب كاريزها منصوب مىشدند ، امروزه اين گونه افراد كه در تشكيلات قضائى برخى كشورهاى عربى به خدمت مشغول هستند ( كاتب عدل ) گفته مىشود .
( 4 ) . از سوى .
( 5 ) . كمكردن ، و انداختن .