شور شدهاند ، و زعوقت « 1 » آبهاء اين كاريزها از آنجاست .
و جائهاىء ظاهر شدن آبها برودخانه متّصل و ملاصق است ، و مجموع آن در رودخانه روان ، و از رودخانه به شهر وضيعتها و جوئها روان مىشود ، ( پس « 2 » مصبّ « 3 » آب كاريزهاى كسريشت و رودخانه از يسار « 4 » اوست ، و مصبّ فرود آمدن آب كاريزهاى [ ناحيت ] « 5 » رباط ، از حوضيست كه در يمين « 6 » وادى واقع است » « 7 » .
و مستقه « 8 » : عبارت است از آهنى مانند ذراع ، كه بر آن علامات و نشانهااند ، كه بذان قسمت آبها كنند ، هر علامتى دليلست بر مقدار مستقه .
و بعضى كويند كه : مراد از مستقه ، جزويست از اجزاء اين آب .
هامش
( 1 ) . زعوقت از ماده « زعق » گرفته شده است ، و در لسان العرب اين گونه تعريف شده است : ( زعق الماء و الطعام ، زعوقة : كان مرّا غليظا لا يطاق شربه ) يعنى : آب و خوراك آن گونه تلخ و سنگين باشد كه قابل نوشيدن يا خوردن نباشد .
( 2 ) . ميان برگ 30 / الف و 30 / ب از نسخه اصل افتادگى وجود دارد ، از اين رو دارنده اين نسخة افتادگى را كه به مقدار نيم برگ مىباشد در برگ 31 / ب با خطى ديگر افزوده است .
( 3 ) . مصّب اسم مكان به معناى جايگاه ريرش آب است كه برگرفته از مادّه « صبّ ) يا ريزش و فرود آمدن مىباشد .
( 4 ) . يمين : چپ ، مقصود اين است كه آب كاريزها از منابع خود در زير باروى زمين بخش غربى قم جريان مىيافتند ، آنگاه از كناره چپ رودخانه قم وارد رودخانه شده ، و سپس به كشتزارهاى بخش شرقى قم مىرفته است .
( 5 ) . افزوده از نسخة ( 2 ) و ( 3 ) .
( 6 ) . راست .
( 7 ) . در نسخة ( 2 ) و ( 3 ) اين گونه است : و مصب فرود آمدن آب كاريزهاء ناحيت رباط حوض ، از يمين وادى است .
( 8 ) . احتمالا اصطلاح « مستقه » برگرفته از ماده « سقى » است ، كه به معناى خورانيدن يا نوشيدن مايع است ، كه در نوشانيدن آب به ديگرى و يا سيرابكردن زمين و درخت نيز استعمال مىشود .