النّعل بالنّعل به روش پدران بزرگوارش عمل كرد و به جانشينى كه بدان سفارش شده بود وصيّت نمود ، جانشينى كه خداى تعالى او را تا غايتى به فرمان خويش نهان دارد و بر اساس مشيّتش در قضاى سابق و قدر نافذ جايگاه او را مخفى سازد ، ما جايگاه قضاى الهى هستيم و فضيلت او براى ماست و اگر خداى تعالى منع را از او بردارد و حكمت نهان زيستى را از او زايل سازد حقّ را به نيكوترين زيور به آنها بنماياند و با روشنترين دليل و آشكارترين نشانه به آنها معرّفى كند و چهرهء او را ظاهر ساخته و حجّت و دليلش را اقامه نمايد و ليكن بر تقديرات الهى نمىتوان غلبه نمود و ارادهء او مردود نمىشود و بر توفيق او نمىتوان سبقت جست . پس بايد پيروى هواى نفس را فرو نهند و همان اصلى را كه بر آن قرار داشتند اقامه كنند و در بارهء آنچه كه از آنها پوشيده داشتهاند به جستجو برنخيزند كه گناهكار شوند و كشف ستر خداى تعالى نكنند كه پشيمان گردند و بدانند كه حقّ با ما و در نزد ماست و هر كه غير ما چنين گويد كذّاب و مفتر است و هر كه جز ما ادّعاى آن را بنمايد گمراه و منحرف است ، پس بايد به اين مختصر اكتفا كنند و تفسيرش را نخواهند و به اين تعريض قناعت نمايند و تصريح آن را نطلبند إن شاء الله .
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٨٦