تصديق كردن او همه و اصل شد و جميع مطالبى را كه اصحابتان از او نقل كردهاند همه را دانستم ، من از كورى پس از روشنى و از گمراهى پس از هدايت و رفتار هلاكت بار و فتنههاى تباهكننده به خدا پناه مىبرم كه او مىفرمايد : * ( الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ) * . چگونه در فتنه درافتادند و در وادى سرگردانى گام مىزنند و به چپ و راست مىروند از دينشان دست برداشتهاند و يا آنكه شكّ و ترديد كردهاند و يا آنكه با حقّ عناد و دشمنى مىكنند و يا آنكه روايات صادقه و اخبار صحيحه را نمىدانند و يا آن را مىدانند و خود را به فراموشى مىزنند ؟ آيا نمىدانند كه زمين هيچ گاه از حجّت خدا - كه يا ظاهر است و يا نهان - خالى نمىماند .
آيا انتظام امامان خود را كه پس از پيامبرشان صلَّى الله عليه و آله و سلَّم يكى پس از ديگرى آمدهاند نمىدانند تا آنكه به ارادهء الهى كار به امام ماضى - يعنى حسن بن علىّ عليهما السّلام - رسيد و جانشين پدران بزرگوار خود شد و به حقّ و طريق مستقيم هدايت كرد ، او نورى ساطع و شهابى لامع و ماهى فروزان بود ، آنگاه خداوند او را به جوار رحمت خود برد و او نيز بر اساس پيمانى كه با او بسته شده بود طابق
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٨٥