باب عقد الاحرام و شرطه و نقضه و الصّلاة له
( 1 ) اين بابى است در بستن احرام و در شرطي كه مستحب است كردن آن و بر همزدن احرام و نمازى كه احرام را در عقب أو واقع مىسازند بدان كه خلافست كه احرام كدام است و احرام به معنى حرام گردانيدنست به نيت چيزهائى را كه حق سبحانه و تعالى در حالت احرام حرام گردانيده است پس جمعى را اعتقاد آنست كه احرام نيت است و بس ، و تلبيه واجبست كه عقد احرام به آن مىشود ، و جمعى هر دو را احرام مىدانند چون تحقّق احرام به تلبيه است ، و بعضي اين هر دو را احرام مىدانند با پوشيدن جامهاى احرام ، و بحسب ظاهر روايات قول أول اظهر است پس ناچار است كه بداند كه چه چيزها حرامست تا نيت توان كرد و لازم نيست كه همه را مفصلا در خاطر داشته باشد در حالت نيت اگر چه بهتر است .
و از بسيارى از أحاديث ظاهر مىشود كه اگر سه چيز را در أول بگويد كافى است كه آن زنان و جامهاى دوخته است و بوى خوش چنان كه خواهد آمد ، و احرام مثل صيام است كه خلافست كه تركست يا معنى وجوديست كه كف نفس باشد از محرمات ، و شكى نيست كه كف نفس بهتر است ، و باز بعضي چيزها بىدغدغه واجبست كف نفس از آنها ، و بعضي بىدغدغه سنت است و بعضي مختلف فيه است پس اگر قصد كف نفس از همه كنند الله كافيست و يا به آن كه قصد كند كه احرام مىگيرم از محرمات بي دغدغه وجوبا