تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
در ماه‌هاى حج از همه فسقها بدتر است و چون حضرت فرمودند كه حج و عمره را هر دو بكنيد بر ايشان دشوار بود كه ترك افعال جاهليت كنند تا آن كه گفتند يا رسول الله چه چيز بر ما حلال مىشود حضرت فرمودند كه همه چيز . و بطرق متكثرة از عمران بن حصين روايت كرده است بخارى و غير أو كه ما در زمان حضرت سيد المرسلين صلَّى الله عليه و آله حج تمتع كرديم و قران نازل شد و مردى براي خود گفت هر چه مىخواست بگويد و اگر كسى تفصيل اين كتاب اخبار را خواهد بود رجوع كند به جامع الأصول بلكه در بخارى آن مقدار هست كه احتياج بكتاب ديگر نيست
( و روى عن يعقوب ابن شعيب قال قلت لأبي عبد الله صلوات الله عليه الرّجل يحرم بحجّة و عمرة و ينشئ العمرة أيتمتّع قال نعم ) ( 1 ) و مرويست در حسن كالصحيح بلكه صحيح از يعقوب چنان كه علامه حكم به صحّت كرده است كه عرض كردم به حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه شخصي احرام به حج و عمره مىگيرد يعنى مىگويد كه لبيك بحجة و عمرة معا و عمره را مقدم مىدارد آيا حج تمتع مىتواند كرد فرمود نه كه بلى و ظاهر اين حديث آنست كه چون حج تمتع نهايت ربط دارد به عمره اگر تلبيه را بگويد بهر دو بلند كند معنيش همين است كه أول عمره مىكنم و ديگر حجى كه به آن مربوط است خواهم كرد به احرام و تلبيه ديگر ، و سؤال راوي از اين جهت است كه قران حج و عمره با يكديگر جايز نيست به آن كه يك احرام و يك تلبيه بگويد و اين قران منهى عنه است و آن چه قصد [ مقصود خ ] است دو احرام و دو تلبيه است و احتمال ديگر آن كه در حال احرام تلبيه بهر دو مىگويد كه اگر خواهد حج تنها يا عمره تنها يا با هم به جا