عليه و هو خلف المقام فقال انّي قرنت بين حجّة و عمرة فقال له هل طفت بالبيت فقال نعم قال هل سقت الهدى قال لا فاخذ أبو جعفر صلوات الله عليه بشعره ثمّ قال أحللت و الله )
( 1 ) و منقول است در صحيح كه شخصي به خدمت حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه آمد در وقتي كه حضرت در عقب مقام حضرت إبراهيم عليه السلام بودند و عرض نمود كه من قران كردهام ميان حج و عمره حضرت فرمودند كه آيا طواف خانه كرده گفت بلى فرمودند كه آيا سياق هدى كرده كه قارن باشى گفت نه حضرت موى أو را گرفتند كه يعنى تقصير كن تا طواف و سعى كه كرده با اين تقصير عمره شود و احرام به حج بگيرد تا حج تمتع شود و چون تصريح به تمتع نمىتوانستند فرمودند به اين عبارت فرمودند كه حج تمتع كرده باشد هر چند نداند كه آن چه مىكند حج تمتع است .
و ظاهر آنست كه آن شخص قران را چنين فهميده بوده است كه حج بكند و بعد از آن عمره به جا آورد حضرت قران را تمتع فرموده باشند يا آن شخص از أئمة هدى عليه السّلام شنيده بوده است يا به أو رسيده بوده است الحال كه ايشان قران مىكنند و نفهميده بوده است كه چه معنى دارد حضرت بيان فرموده باشند كه قران آنست كه چون از عمره فارغ شوند احرام به حج بندند و نزد ما اگر چه قران حج و عمره جايز نيست به اين معنى بد است كه هر دو را به يك نيّت به جا آوريم و اگر در وقت تلبيه بگوئيم « لبّيك بحجّة و عمرة معا » بد و معنى خوبست يكى آن كه اگر به حجّ نرسند عمره مفرده به جا آورند و ديگر آن كه چون عمره تمتع به حج تمتّع نهايت ارتباط دارد كه گويا هر دو يك فعلند و عمره را مىبايد كه در ماههاى حج واقع سازند و چون عمره را به جا
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 477
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٧٧