تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
و اگر خواهد كه فارغ شود از عمره در روز أول كه احرام را از تنعيم مثلا بگيرد و همان روز افعال عمره را به جا آورد و تقصير كند و محل شود و در مكة معظمه باشد تا روز هشتم يا نهم احرام به حج بگيرد و به عرفات مىرود ، و ليكن چون عمره تمتع متصل است به حج و مىبايد كه با حج كرده شود از مكة بيرون نمىتواند رفت ، مجملا شكى نيست كه افعال حجرا در هر وقتي نمىتوان كرد مىبايد كه وقوف عرفات را در عصر نهم كه روز عرفه است واقع سازد و وقوف مشعر را در صبح روز دهم واقع سازد و در روز دهم رمى جمره عقبه به جا آورد بعد از آن هدى خود را بكشد ، و بعد از آن سر بتراشد و در همان روز يا روز ديگر به مكة آيد و طواف حج و دو ركعت نماز طواف و سعى ميان صفا و مروه را و طواف نسا و دو ركعت نماز طواف را به جا آورد و شكى نيست كه ماه شوال و ذو القعدة و نه روز ذي الحجة از جمله ماه‌هاى حجست و جمعى همين دو ماه و نه روز را ماه‌هاى حج مىدانند به اعتبار آن كه تا آخر روز نهم احرام مىتواند گرفت پس معنى ماه‌هاى حج آنست كه ابتداء حج از اين دو ماه و نه روز مىتوان كرد . و بنا بر اين جمعى مىگويند كه ماه‌هاى حج دو ماه و نه روز است تا طلوع آفتاب روز دهم كه اگر تا اين وقت جمعى برسند نيت احرام بكنند و تلبيه بگويند و نيت وقوف مشعر بكنند و يك لمحه بگذرد و آفتاب طالع شود حجرا دريافته است چون اختياري مشعر را دريافته است و جمعى اضطراري مشعر را كافى مىدانند كه اگر پيش از زوال برسند و احرام و نيت وقوف مشعر را بكنند حجرا دريافته‌اند . و جمعى دو ماه و ده روز مىدانند به آن كه ممكن است كه جميع افعال