لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار چنان كه در أكثر رواياتست و تقدّم جمله لا سيف دور نيست كه از اين جهت باشد كه مصرع بيت نشود ، و جان فدا كردن آن حضرت بسيار است بلكه روز أول كه ايمان آوردند جان خود را فداى آن حضرت كرده بر كف گذاشتند .
ديگر فتوت إبراهيم خليل كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه * ( فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَه إِبْراهِيمُ ) * و ديگر فتوت أصحاب كهف است كه فرموده است * ( إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ ) * كه همه از جهة رضاى الهى جان خود را در معرض بلاها در آوردند و تفصيل هر يك را در مجمع البحرين خواهيد يافت إن شاء الله تعالى منقولست در صحيح از ابان كه جمعى نزد حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه بودند سخن فتوت و جوانمردى بر آمد و نزد عرب مشهور بود حاتم به فتوت و ممكن است كه سخن أو را نيز گفته باشند يا أمثال أو را پس حضرت فرمودند كه گمان مىكنيد كه جوانمردى به فسق و فجور است چنان كه اين جماعت داشتند به آن كه در حديثست كه حاتم مىگفت كه خيمه و هر چه در خيمه است هر كه خواهد ببرد مردمان مىريختند و سر و دستها شكسته مىشد يا پاره از كرباس خيمه يا گليم بدست افتد اين كرم نيست كرم آنست كه مال خدا را در جائى كه خدا فرموده است صرف نمايند چنان كه گذشت .
پس فرمودند كه جوانمردى و آدميّت آنست كه سفره داشته باشد كه فقرا بر سر آن سفره طعام خورند هميشه تا داشته باشد و آن چه داشته باشد به صلحا و علما و عقلا هر يك در خور خود احسان و انعام كند و چنان بكند كه آزارش به كسى نرسد اما آن چه شما تصور كردهايد كه فتوت قمار بازى و مخالفت الهى است .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤١٢