تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
حضرت جواب نفرمودند شخصي عرض نمود كه يا رسول الله شتر كجا رفت يعنى چرا أو را نفرموديد حضرت فرمودند كه جفا و مشقت و تعبش بسيار است و كسى كه شتر دارد مىبايد كه در بيابان باشد و هميشه از خانه خود دور باشد چون أغلب أوقات از خار محظوظ است و آن در أحوالي شهرها كم مىباشد و شيرش نه چاشت مىشود و نه شام چون بچه شتر شير بسيار مىخواهد و از آن قليلي زياد مىآيد و خيرش از جانب چيست و به درستى كه نگاه دارنده اشقيا فساقند يعنى از لوازم شتر است ساربان و شقاوت ساربانان ظاهر است ، و شيخ بهاء الدين محمد چنين حل كردند و شعر خود را به استشهاد آوردند كه چند از دست ساربان نالم * كه بود نام أو كم از عالم و محتمل است كه مراد أعم از آن باشد چون أغلب أوقات ظلمه بي شتر نمىباشند چنان كه در حديث آينده مذكور است اگر چه ظاهر اين حديث با شيخ است چنين مىگويد صدوق كه مراد حضرت كه خيرش نمىآيد مگر از جانب چپ اينست كه شتر را از جانب چپ مىدوشند و از جانب چب بر أو سوار مىشوند ، و در بعضي از نسخ از جانب چپ بأرش مىكنند ، و ابن أثير در نهاية نيز چنين تفسير كرده و دور نيست كه شيرش از جانب چپ بيشتر باشد يا آن كه چنين متعارف شده . اما سواري بر حيوانات مصطلح آنست كه در جانب راست و از دست راست سوار شوند به آن كه أول پاى چپ را در ركاب جانب چپ گذارند و پاى راست را بگردانند و در شتر بر عكس است أول پاى راست را بر ركاب جانب راست مىگذارند و پاى چپ را مىگردانند ، و آن چه مشاهده شد در أسب و