تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

باب ما لم تبهم عنه البهائم

( روى علىّ بن رئاب عن أبي حمزة عن علىّ بن الحسين صلوات الله عليهما انّه قال كان يقول ما بهمت البهائم عنه فلم تبهم عن أربعة معرفتها بالربّ تبارك و تعالى ، و معرفتها بالموت ، و معرفتها بالأنثى من الذّكر ، و معرفتها بالمرعى الخصب و امّا الخبر الَّذى روى عن الصّادق صلوات الله عليه انّه قال لو عرفت البهائم من الموت ما تعرفون ما اكلتم منها سمينا قطَّ فليس بخلاف هذا الخبر لأنّها تعرف الموت لكنّها لا تعرف منه ما تعرفون ) ( 1 ) اين بابى است در بيان آن چه از حيوانات مخفى نيست و آن را مىدانند منقولست به يازده سند صحيح و حسن كالصحيح كه حضرت امام العارفين صلوات الله عليه فرمودند كه اگر چيزها از حيوانات عجم بىزبان مخفى باشد چهار چيز از ايشان مخفى نيست . يكى آن كه خداوند خود را مىدانند كه خداوندى دارند ، و مردن را مىدانند ، و از اين جهت است كه از گرگ و شير خايفند ، و از اين جهت است كه مكروه است كشتن حيواني در وقتي كه حيوان ديگر ببيند ، و نر و مادة از هم فرق مىكنند ، و چراگاه پر علف را مىدانند و ظاهرا از بو مىشناسند و ظاهرا چون عمده متعارفشان اينها بود فرموده‌اند و اگر نه بسيار چيزها مىدانند . و اما خبري كه منقولست از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله