صلوات الله عليه سؤال كرد كه چه وقت مىتوانم زد مركوبم را در حالتي كه بر أو سوار باشم حضرت فرمودند كه هر گاه در زير تو راه نرود چنان كه راه مىرود كه خود را به توشه رساند چنان كه حيوانات در وقت جو مىدوند و اگر علف زارى را ديدند تند مىروند پس از اين حركت آن ظاهر مىشود كه اين مقدار تند مىتواند رفت و نمىرود و در اين صورت مىتوان زدن آن را
( و روى انّه قال اضربوها على العثار و لا تضربوها على النفار فانّها ترى ما لا ترون )
( 1 ) و مرويست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه چهار پا را بزنيد وقتي كه از سر در رود و مزنيد از رميدن به درستى كه گاه هست كه جنّى را ديد و رم مىكند يا شير و گرگ و ببر در شبهاى تار مىبيند و شما نمىبينيد و آن چه در كافى و محاسن است بر عكس است كه حضرت سيد المرسلين صلَّى الله عليه و آله و حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه اگر بسر در رود مزنيد و اگر رم كند بزنيد و اگر اين علت نمىبود حمل بر سهو نساخ مىتوانست كردن و ظاهرا صدوق حديثي بر اين نهج ديده باشد و نزد أو صحيحتر باشد آن را ذكر كرده باشد و بر نهج عكس چهار حديث وارد است ، و أولى و أحوط آنست كه أو را از جهة هيچ يك آن را نزنند اما از جهة سر درآمدن به اعتبار أحاديث و اما از جهة رم كردن به اعتبار وجهي كه صدوق ذكر كرده و گفته است كه ميان من و خدا حجت است و شكى نيست كه امرى كه وارد است امر وجوبي نيست بلكه امر جواز است يعنى مىتواند زدن
( و قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله إذا عثرت الدّابّة تحت الرّجل ) *
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 372
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٣٧٢