فرمودند كه بر أو جزاء نيست مثل آن كه دامى يا تله در حل نصب كند نزديك حرم و شكارى در آن افتد و اضطراب كند تا داخل حرم شود و بميرد بر أو جزاء نيست زيرا كه در جائى كه نصب كرده است دام را يا تير انداخته است كه بر أو حلال بود پس چيزى كه بعد از آن واقع شود بر أو چيزى نيست .
گفت عرض نمودم كه اين نزد عامه قياس است و شما كه اعتقاد به قياس نداريد حضرت فرمودند كه قياس نكردم حكم آن را به اين بلكه حكم هر دو را مىدانم كه در واقع يكى است چنان كه دليل گفتم بلكه تشبيه كردم به مثالي كه تو بفهمي .
و قياس آنست كه شخصي حكم يكى را داند و يكى را نداند تشبيه كند كه اين به آن شباهت دارد پس حكمشان مىبايد چنين باشد ، اما كسى كه همه احكام را از جانب رسول خدا به نص داند اگر تشبيهى كند از جهة تفهيم ضرر ندارد .
و ممكن است كه حضرت اين قياس را كرده باشد كه عبد الرحمن چون با عامه بحث مىكرد اگر به ايشان بگويد اين حكم را و ايشان انكار كنند أو تواند كه رد كند ايشان را به قياسي كه خود مىكنند ، و بسيار چنين مىفرمايند با أمثال اين مردمان يا آن كه از قبيل زيد مرفوع باشد لأنه فاعل هم چنان كه در ضرب عمرو مرفوع است و اين قياس منطقي است و صحيح است قياس فقهى باطل است و از اين حديث ظاهر شد كه حرام نيست شكار كردن صيدى كه قصد حرم داشته باشد و همچنين حرام نيست شكار حرم حرم و در هر دو روايات وارد شده است بر نهى و كفاره و محمول است بر استحباب
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٧٥