ظاهرا نسخه كه در وقت نوشتن اين كتاب در نظر داشته به جاى تمّ همّ بوده است يعنى اراده بنا كرد و احتمال ندارد كه غلط نساخ باشد چون صدوق پيش از بنا اين حديث را ذكر كرده است و ظاهرا اين سهو است زيرا كه وقتي كه ابتداء بنا كردند هنوز ركنى نبود كه حضرت بر بالاى آن روند و بنا بر نسخه كافى و علل پس چون بناء تمام شد حضرت إبراهيم عليه السّلام بر ركنى نشستند و ندا كردند كه هلمّ إلى الحجّ
چنان كه در اين نسخه است كه إلى دارد اما در كافى و علل إلى ندارد و بنا بر اين چنين خواهد بود كه حضرت إبراهيم حج را طلب فرمودند مكرر و اگر مىفرمودند هلمّوا إلى الحجّ
يعنى اى مردمان بياييد به حج خطاب معدومين خوب نبود و خطاب متوجه جمعى مىشد كه در آن زمان بودند و مكلف بودند و ليكن ندا كردند و حج را طلب فرمودند و حج خصوصيتى به زندگان ندارد شامل أحيا و غير موجودين بود پس جميع أرواح زندگان و آنهايى كه هنوز به أبدان در نيامده بودند و در عالم مثال و ظلال بودند همه گفتند لبيك اى كسى كه از جانب حق سبحانه و تعالى ما را خواندى يا اى كسى كه ما را به خدا مىخوانى يعنى به تقرب به أو به حج خانه و بنا بر نسخه كه إلى باشد اگر چه غلط است جمعى از فضلا چنين مىساختند كه هلمّ از قبيل خطاب عام است مثل اعلم و خصوصيتى به أحيا و غير أحيا ندارد به خلاف هلمّوا كه ظاهرش منصرف به أحيا مىشود و بحث كردهاند كه در خطاب عام شرط نيست كه بلفظ مفرد باشد .
و جمعى ديگر چنين ساختهاند كه مقرر است در أصول كه استغراق مفرد أشمل است از استغراق جمع چون مفرد كل واحد واحد را شامل است و جمع جماعت را .
و جوابش اين است كه أولا اشمليت مسلم نيست بلكه در جمع شامل
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٨٧